سنگ کلیه و مثانه

مرحوم دکتر عبدالله احمدیه

تعداد بیماران سنگ کلیه در ایران زیاد بوده و به ویژه در سواحل دریاى مازندران این بیماران بیشتر دیده مى شوند. با توجه به اینکه ترکیب شیمیائى سنگ هاى کلیوى مختلف مى باشد ازاین رو اثرات دارو نیز بر هریک از انواع تفاوت مى کند.

اینجانب در مداواى بیماران خود پس از بى نتیجه دیدن اثرات داروهائى که به آنها تجویز مى شد و با مشاهده رنج و عذاب دائمى این گونه مرضى به فکر تجویز داروهائى افتادم که در کتب پزشکان قدیم از آنها یاد شده بود. ابتدا این نوع تجویز را به تصوّر انصراف خیال بیمار به کار مى بردم. کم کم متوجه شدم که این داروهاى طبیعى گاه فوق العاده مؤثر و بلکه قاطع مرضند. رفته رفته به اثرات آنها عقیده راسخ پیدا کرده و به تعقیب پرداختم. باید اعتراف کنم در حقیقت گاهى اثر درمانى آن چنان قطعى بود که به معجزه شباهت داشت. بى نهایت متأسفم که اسامى بیماران خود و شرح حال آنان را به موقع یادداشت نکردم. تعداد این قبیل بیماران که تحت درمان قرار گرفتند بیش از هزار نفر بود.

در افراد فربه، سنگ غالبا در کلیه ها ولى در افراد لاغراندام بیشتر در مثانه دیده مى شود. گذشتگان علت عارضه را در کودکان بیشتر از «گرمى معده و جگر» آنها دانسته اند که موجب به خود کشیدن آب و رطوبت مى گردد. همچنین معتقد بودند اگر کلیه و مثانه هم «گرم» باشد چنین خواهد بود. اما امروزه معلوم شده است که عارضه مزبور از سوء مزاج ارثى حادث مى گردد.

از نشانه هاى پیدایش سنگ در گرده و مثانه، تغییرات وضعیت ادرار است که گاه غلیظ یا رقیق، صاف و یا سیاه مى شود. به ویژه در پیران که بدون درد و هیچ گونه بیمارى، روى مى دهد و در این موقع است که بیمار از رنگ ادرار خود بیمناک شده و به پزشک مراجعه مى کند. این مورد را بارها دیده ام.

علامت وجود سنگ کلیه آنست که بیمار غالبا احساس درد شبیه فرونشاندن سوزن در پشت خود مى نماید. این درد به هنگام پر بودن شکم بیشتر محسوس مى گردد. گاهى این درد تا ران نیز کشیده مى شود. هرگاه سنگ در حالب گیر کرده باشد درد در حدود ناف و تا بیخ ران پائین مى آید.

اگر سنگ در مثانه باشد اکثرا درد و خارش و گرانى در بن آلت و زهار پیدا مى شود و بیمار پیوسته دست به آلت خود مى برد. ادرار به دشوارى بیرون آمده و هربار با تحریک دفع مى شود. بیمار تمایل به ادرار مکرر پیدا مى نماید. گاه ادرار بی مراد بیرون مى آید، به ویژه در آخر ادرار که چکه مى کند و ممکنست راه بول را بگیرد و با درد و رنج همراه باشد. برخى اوقات سنگهاى کوچک حرکت کرده جلوى مجراى ادرار را مى گیرند.

در پیشگیرى و درمان باید توجه زیاد به دستگاه گوارش نموده غذا را زیاد جوید تا کاملا با آب دهان آغشته شود. بیمار خوراکهائى را که مخالف طبیعت او باشد نباید بخورد. از پرخورى باید پرهیز کرد و در تقویت معده کوشید تا خوراک را به خوبى گوارش دهد. طبع را باید نرم نگهداشت، بدین طریق که روزى دوبار صبح و عصر در ساعتى معین نسبت به تخلیه اقدام نمود و هربار مدت بیست دقیقه نشست و پس از یکبار تخلیه ناکامل از جاى برنخاست زیرا هنوز تخلیه به طور کامل انجام نگرفته است. به واسطه تشنج و انقباض هائى که در روده ایجاد مى گردد مدفوع به صورت قطعه قطعه درمى آید. یک قطعه آن دفع و پس از چند دقیقه با رفع گرفتگى و انقباض قطعه دیگر آزاد شده و دفع مى شود. تکه هاى بعدى نیز به همین ترتیب دفع مى گردند تا سرانجام مزاج شل و به صورت آبکى درآید.

مالش بدن و نیز استفاده از حمام به حد اعتدال سودمند است. لازمست شالى به کمر و شکم بسته شود تا آن ناحیه از سرما محفوظ بماند. ضمنا مثانه باید گرم تر از کلیه ها نگهداشته شود. باید از غذاهائى که زمینه ساز تولید سنگ مى گردند مانند گوشت مانده، ماهى شور، پاچه، شیرینى زیاد، قهوه و شکلات و امثال آن خوددارى ورزید.

بر اساس نسخ پزشکان متقدم داروهائی که سنگ ها را در بدن حل و دفع مى کنند عبارتند از:

ریشه و تخم کرفس، شوید، پونه، کشوث، کسنه، انیسون، رازیانه، دارچین، سلخه، پرسیاوشان، زیره دشتى، خیار دشتى، بلسان (روغن آن نیز بسیار مفید و مؤثر ذکر شده است)، کاکوتى، زعرور یا گوجه وحشى (که به مازندرانى آن را ولیک گویند و در دفع و حل سنگ مفید بوده، گذرگاه را باز و قلب را قوت مى بخشد.) گل سرخ، بهمن، صندل، گلنار، خطمى، سارونه، قردمانا، خبازى، اگیر ترکى، کلم قمرى، خربزه، خیار، خیارچنبر، انگور سفید، انجیر، بادام مخصوصا بادام تلخ، فندوق، زیتون پرورده، تخم ترب سیاه، دانه کنگر، آلبالو، اسفند، صمغ درخت گردو، انغوزه، سگبینج، مقل ازرق، صمغ عربى، صمغ آلو سیاه و صمغ بسفایج و ...

بر اساس همین نسخ، برخى از داروها مانند کاکوتى روى کلیه اثر کرده و سنگ آن را مى ریزانند و بعضى دیگر روى کلیه و مثانه هر دو تأثیر مى گذارند. تعدادى از این نوع داروها که نامبرده شده اند عبارتند از روغن عقرب، خاکستر عقرب و نیز خاکستر پوسته تخم مرغ که از آن جوجه بیرون آمده باشد و مخصوصا پوسته تخم گنجشک توصیه شده است. و نیز آمده است که گوشت پرنده کوچک مشهور به دم جنبانک (خام یا بریان) چنانچه با ترب سیاه و نخود سیاه طبخ داده و خورده شود دفع سنگ کند. قدما سرگین کبوتر و خروس را که معتقد بودند داراى خواص داروئى مى باشد مخلوط با داروهاى دیگرى براى دفع سنگ به کار مى بردند.

امروزه اصولا با پیشرفت علم باید پژوهشگران بدون اکراه ماده عامله این گونه مواد را کشف نمایند.

گذشتگان اگر دردى در کلیه و مثانه پیدا مى شد تخم کتان، چلغوز، خطمى و تخم خطمى، فندوق، صمغ بسفایج را با داروهاى دیگر به بیمار مى دادند، درد فرومى نشست.

اگر کلیه و مثانه دچار ضعف و خستگى مى شد بهمن، صندل، گل سرخ، گلنار، زرنباد و گل سوسن را همراه با داروهاى دیگر آمیخته و به بیمار مى دادند، هم نیروبخش بود و هم کمک در دفع سنگ مى نمود.

ابن سینا در کتاب «قانون» مى نویسد: «سنگ گرده اى را که دفع شد اگر به همان مریض بخورانند سنگ ها را بریزاند.»

پوسته درونى سنگدان مرغ و مرغابى داراى ماده حلّالى است که در سنگ اثر کرده آن را حل و دفع مى نماید. از این دارو مى توان روزانه 5 تا 6 نخود تجویز کرد.

در نسخه اى آمده است که طبخ گوشت جوجه کبوتر در روغن کنجد (بدون آب و نمک) و صرف آن موجب خرد کردن سنگ مثانه و اخراج آن مى شود. همچنین ذکر شده است که خاکستر سوخته سرگین کبوتر دافع سنگ مى باشد.

ابن سینا معجون مسرودیطوس و سقمونیا را بسیار مفید یاد کرده و نیز نوشته است که جوجه تیغى (خارپشت) و خراطین (نوعى کرم) خشک شده دفع سنگ مى نمایند.

شیخ الرئیس و برخى از دیگر پزشکان گذشته استفاده از «غبار شیشه» را سفارش نموده اند. بدین ترتیب که شیشه را در آتش گداخته و در آب باقلا فروبرند و این عمل را چند بار تکرار نموده و سپس از آن آب بنوشند.

هرگاه برگ پنیرک را پخته و با انگبین و روغن گاو به مقدار بسیار در چند روز همراه با خوراک به بیمار دهند سنگ را لغزانیده و بیرون مى آورد. تخم پنیرک کوبیده، آمیخته با عسل همین اثر را خواهد داشت. همچنین است لعاب خطمى و تخم آنکه ضمنا زخم را بهبود بخشیده و مصلح مى باشد.

نسخ دیگرى که از گذشتگان مانده است عبارتست از خون خشک کرده میش با خاکستر پوسته تخم مرغى که تازه جوجه از آن بیرون آمده باشد. همچنین است محلول خاکستر چوب تاک در آب خنک و صرف آن به صورت ناشتا.

چنانچه تخم کرفس کوهى، تخم کرفس، مغز تخم خیار، انیسون، سلخه، سنبل، دارچین و سیاهدانه را به مقدار مساوى از هریک کوبیده و بیامیزند و تا حد یک مثقال از آن را به مدت یک ماه همراه با آب کرفس میل کنند سنگ را دفع مى نماید.

اینجانب تصرفاتى در این داروها نموده و مورد استفاده قرار داده ام که در حل سنگ اگزالات بسیار مؤثر واقع شده است. توصیه دیگر نوشیدن آب ترب به میزان یک تا دو استکان در هر بامداد است که دفع سنگ اورات را از بدن خواهد نمود و کرارا مورد آزمایش اینجانب قرار گرفته است.

یکى از نسخ قدیمى براى دفع سنگ کلیه حب البلسان سوده و روغن نخودسیاه مى باشد. نسخه دیگر عبارت از محلول کوبیده گیاه کلاکچ در آب لیمو و افزودن چند قطره از این محلول در مطبوخ خرنوب و صرف آن به مدت چند روز است. اینجانب این نسخه را در تعدادى از بیماران آزمودم دفع سنگ نمود ولى سنگ ها مورد آزمایش قرار نگرفتند تا مشخص شود از چه قسم و گونه اى بوده اند.

داروهائی که در گذشته براى دفع کلیه داده مى شد بسیار بوده اند. باید توجه و دقت داشت که این داروها اغلب طبیعتى «گرم» دارند و در برخى بیماران ایجاد گرمى و حرارت بدن مى نمایند. در «طبائع گرم» سبب بروز انواع آلرژى و حتى مرگ بیمار مى شوند. به عکس در «طبائع سرد» علاوه بر آنکه سنگ ها را از کلیه، معده، رودها و تمامى بدن پاک مى نمایند رفع بسیارى از امراض دیگر را هم خواهند نمود.


منابع

راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، ج 2

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است