سنگ کلیه و مثانه و اگزالمی

مرحوم دکتر عبدالله احمدیه

چند نوع از داروهائی که در دفع سنگ کلیه مفید و مؤثر مى باشند و قبلا نیز به برخى از آنها اشاره شد عبارتند از:

1- پوسته درونى سنگدان مرغ یا مرغابى- این پوسته را پس از تمیز کردن کوبیده و نرم نموده و یک گرم از آن را پس از صرف ناهار و شام مى خورند.

2- آب برگ ترب و آب شلغم- این داروهاى ساده گیاهى اسید اوریک را از بدن و کلیه ها مى زدایند. این داروها حتى رفع عوامل چرکى را نموده و گاهى از آنتى بیوتیک ها هم اثربخش تر مى گردند.

3- پوسته نازک روى خربزه- این پوسته را پس از تمیز کردن مى توان با کارد و وسایل مشابه رنده نموده روزى تا نیم مثقال از آن را میل نمود. همچنین مى توان آن را با عسل به صورت حب درآورد. در همین ضمن استفاده روزانه از تخم خربزه نیز توصیه مى گردد. اثر مثبت این دارو را مخصوصا در کودکان بارها آزموده ام. حتى به یاد دارم به طفلى که مبتلاء به سنگ کلیه و مثانه بود از این دارو تجویز کردم با توجه به بهبود حاصله، مادر آن کودک آن را به چند نفر از آشنایان و اقوام خود نیز توصیه کرده و همه بهبود یافته بودند.

4- کلم قمرى و به ویژه ریشه آن- کلم یا ریشه آن را مى سوزانند و خاکستر حاصله را با عسل آمیخته به اندازه یک حب از آن در روز میل مى کنند در دفع برخى از اقسام سنگ مؤثر است.

5- خاکستر چوب تاک- این خاکستر را نیز با عسل آمیخته و روزى چند حب از آن را مورد استفاده قرار مى دهند دفع سنگ کلیه را خواهد نمود. توضیح آنکه اگر چوب تاک را بسوزانند به طورى که سرخ و اخگر شود و همان دم آن را در ظرف آبى قرار دهند و محلول به دست آمده را مورد استفاده قرار دهند سخت ترین نوع سنگ را، به شرط چندین روز مداومت، برطرف خواهد ساخت. آب برگ مو نیز همین اثر را دارد.

البته از گذشته ها نسخ بسیار دیگرى به جاى مانده که نیاز به آزمایش و پژوهش دارند ولى باز هم تکرار مى کنم که در طب سنتى رعایت طبیعت بیمار ضرورت تام دارد.

در این گونه بیماران کلیه ها همیشه خسته، ناتوان و علیل و کبد نیز ضعیف مى باشد. در ضمن درمان باید داروهاى مصلح کبد و کلیه داد تا رفع اورام و خرابى آنها را نمایند:

- مثلا اگر طبیعت بیمار «گرم» باشد داروهاى مبرد همانند تخم خیار، تخم خیارچنبر و تخم کدو و نیز پوست بید، ریشه کاسنى، گل بیدمشک، بنفشه، نیلوفر و نظایر آن تجویز مى کنند که اثرى خوب داشته و رفع تأثیر داروهاى «گرم» را مى نمایند. این داروها به عبارت دیگر ایجاد تعادل کرده و مسکن اعصاب نیز مى باشند.

- اگر طبیعت بیمار «سرد» باشد باید عصاره هاى گیاهى «گرم» مانند تخم شوید، تخم خربزه، تخم گرمک، تخم کنجد و امثال آن داد.

- بیمار اگر «سودائى» یعنى عصبى مزاج باشد باید جوشانده اى از گل گاوزبان، اسطو خودوس، بابونه، افتیمون شامى، ریشه ایرسا، و بسفایج و مانند آن را مورد استفاده قرار دهند. براى نرمى مزاج و ازدیاد رطوبت در بدن و فربهى، خاکشیر و نیز تخم بالنگو، قدومه و تخم کتان مؤثر است.

- چنانچه طبیعت بیمار «بلغمى» و «تر» باشد عصاره هاى «گرم» و کنجد براى اصلاح کلیه ها تجویز مى شود. براى رفع رطوبت و تلین مزاج، تربد 1 ل و گلقند 4 ل را آمیخته به بیمار مى دهند. همچنین مخلوط گلقند 4 ل و ریوند چینى 1 تا 2 ل براى کبد داده مى شود.

صبر زرد نیز در این مورد بسیار مفید است. به ویژه اگر به واسطه خرابى کلیه فشارخون زیاد شده باشد رفع آن را هم مى نماید. طبق آزمایش اینجانب در چنین مواقعى تنها داروى مؤثر بى زیان همین داروست. براى رفع، «رطوبت» و «سردى» مخلوطى از زنجبیل، مصطکى، رازیانه، زیره سبز و مقل ازرق داده مى شود که ضمنا ملین طبع نیز مى باشد.

ابن سینا یکى از آزموده هاى خود را مورد سفارش قرار داده و آن اینکه استحمام در آبهاى گوگردى ممکنست تولید جوشهائى در بدن نماید. در چنین حالتى چنانچه پارچه اى را در آب جوشانده محتوى داروهاى دافع سنگ (پرسیاوشان، پونه، کرفس و ...) فروبرده و بر بدن بمالند مانع ایجاد جوش شده و جوش هاى موجود را نیز بهبود مى بخشد. اگر این پارچه را در موضع سنگ قرار دهند سنگ را تحلیل مى برد.

به هنگام درد مثانه مى توان بابونه و ادویه نظیر آن را جوشانیده و بیمار را در محلول آن نشانید. در صورت لزوم شیاف و تنقیه، درد را تخفیف مى دهد. در چنین موقعى تجویز مسهل جایز نیست و زیان آور است.

ابو على براى تسکین درد معجون فلونیا را بهتر از همه شمرده است. در داروهاى مالیدنى بهتر آنست که سگبینج، رازیانه، اشق، جندبیدستر، میعه و مرمکى (از هرکدام که موجود باشد) را داخل روغن نمود و مورد استفاده مالشى قرار داد. اگر بخواهند این داروها بهتر و بیشتر نفوذ کنند باید قدرى سرکه به آن بیافزایند.

میکروب ها مى توانند در ایجاد سنگ کلیه دخیل باشند. استعمال بى رویه مسهل ها و تنفیه ها سبب تحریک روده و گاه ایجاد محیط مناسب براى رشد میکروبهاى آسیب رسان مى شود. اگزالات ها چون قلیائیت دارند لذا نسج کلیه را تحریک نموده و با رسوب در این نقاط موجب درد مى گردند که گاه با بول الدم همراه خواهد بود.

یکى از علل تولید اگزالات ها پرخورى و عدم تحرک و یک جا نشستن است. آنان که به سنگ اگزالات و فسفات دوشو دچارند چنانچه بخواهند از آبهاى معدنى قلیائى استفاده کنند بهتر است همزمان از «حب سیاه» و «حب گرده» و دیگر داروهاى لازم میل نمایند تا اگزالات را حل نموده و مانع رسوب آن گردند.

کاهش آب در بدن نیز سبب بروز سنگ مى گردد. این امر در اشخاصى که خسته بوده و زیاد عرق مى کنند و یا دچار برونشیت مزمن هستند ممکنست دیده شود. از طرف دیگر در بیماران مبتلاء به نارسائى قلبى نیز امکان مشاهده چنین سنگهائى وجود دارد.

گاه یک طبقه اورات و یک طبقه فسفات به ترتیب حلقه وار روى هم قرار مى گیرند.

نمونه معروف آن بیمارى سنگ کلیه ناپلئون بناپارت امپراتور فرانسه است. ناپلئون هنگامى که در شهر ویشى به سر مى برد و از آب معدنى آنجا مى نوشید یک حلقه فسفات در کلیه او رسوب مى کرد و چون به پاریس بازمى گشت و از آب این شهر مى نوشید یک طبقه اورات حلقه وار روى حلقه اولى رسوب مى نمود. از همین روى سنگى در بدن او تولید شد که یک حلقه آن فسفات و یک حلقه دیگر اورات بود.

گاه کاهش ویتامین A سبب بروز سنگ کلیه مى شود. بدین جهت است که براى حل آن ویتامین A تجویز مى نمایند.

اگزالمى

اگزالمى که همراه با افزایش اگزالات خون باشد مى تواند تولید سنگ کلیه، سنگ کیسه صفرا یا تولید شن و سنگ هاى درشت در معده، روده و بدن نماید که گاه با سوءهاضمه و دردهاى معده و روده همراه است. پاره اى اوقات دردهاى شدید حمله وار در دستگاه گوارش بروز مى کند زیرا به اصطلاح پزشکان متقدم «ماده» متوجه معده مى شود. گاهى این «ماده» توسط خون در همه جاى بدن پراکنده و منتشر شده و موجب کاهش مواد معدنى و آهکى در بدن مى گردد. ازاین رو ضعف عمومى عارض مى شود. رنگ بدن را غالبا تار، خفه و کدر مى کند و نیز گاه سبب بروز دردهاى مفصلى در بدن مى گردد. در آزمایش ادرار مقدار زیادى اگزالات دوشو و اندکى خون زیر ذره بین دیده مى شود. همچنین مقدار کم وبیش آلبومین در بول وجود خواهد داشت که با هیچ داروئى به کلى برطرف نشده و اگر هم کاملا قطع شود باز پدیدار خواهد گردید.

در اینجا رعایت لینت مزاج درجه اول اهمیت را دارد. پرهیز از گوجه فرنگى، اسفناج، قهوه، کاکائو، شکلات، فلفل و مانند آن ضروریست. براى دفع اگزالات ها در بدن به روش و تجربه اینجانب «حب سیاه» یا «حب گرده» و نیز غااوتى مرکب از تخم کرفس، رازیانه، سیاهدانه، زنیان و شکر سفید تأثیر بسیار دارد. از این غااوت با هر خوراک دو سه قاشق چایخورى به بیمار داده مى شود.

در این هنگام، براى رفع آلبومینورى باید به تقویت و مرمت کلیه ها با عصاره هاى گیاهى موافق، پرداخت که ضمنا مقوى و مصلح کبد هم باشند. این عمل را باید مدت زیادى ادامه داد تا کم کم اگزالات دوشو را در کلیه، کبد، معده، روده ها و دیگر اعضاء حل و دفع نموده و آلبومینورى را برطرف سازد.

گاه شن ها در حین عبور در مجرا گیر کرده و ایجاد دردهاى سخت مى نمایند که غالبا با تشنج و استفراغ همراهست و باید توسط مسکن ها به ویژه بلادن و تنقیه آب گرم و کمپرس رفع آن را نمود.

هرگاه سنگ در حالب گیر کند علاوه بر تدابیر و اعمال لازم، به روش گذشتگان باید بادکش را بر پائین گرده یعنى در مسیر حالب نهاده و به سختى آن را مکید. سپس از موضع مذکور آن را برداشته بر موضعى پائین تر از آن گذارد و مکید و این عمل را تا مثانه ادامه داد تا آنکه سنگ با بول خارج شود.

آب ترب، آب شلغم، آب هویج، خاکشیر، تخم کتان و مانند آن داده مى شود تا تقویت کلیه و کبد و اصلاح مزاج را نموده و سموم را دفع کند. بعدا معجون هائى از ترکیبات هلیله ها مى دهند. چنانچه طبیعت بیمار گرم باشد و نتواند تحمل حب هاى «گرده» و «سیاه» و غااوت فوق الذکر را که طبعى گرم دارند نماید و علامات خفگى، اضطراب، بیخوابى، خشکى دهان و یبوست و غیره پدید آید در این صورت باید چند روزى داروها را ترک کنند و در عوض «خنکى» به بیمار دهند تا رفع این حالات در او شود. در این صورت چنانچه امکان داشته باشد مقدارى برگ بید را خیسانده و صاف کرده با مقدارى شکر آمیخته به بیمار بخورانند. این داروى طبیعى، هم مسکن اعصاب است و هم ملین طبع، و به علاوه رفع آثار مذکور را خواهد نمود. و یا آنکه عناب، کاهو، لیمو، پرتقال، انار و خنکى هاى دیگرى مانند آن داده شود و نیز عصاره هاى گیاهى «خنک» همانند تخم خیارین، تخم خرفه، کاهو و گشنیز دهند. سپس مجددا حب ها و غااوت به مقدار کمتر مورد استفاده قرار گیرد. البته هماهنگ با آن «خنکى» هم داده شود تا تعادل برقرار بماند.


منابع

  • راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، ج 2

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است