«اسلام طی پنچ قرن از سال 81 تا 597 هجری قمری از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی و تساهل دینی، ادبیات، دانشوری و علومی چون طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود».

این سخنان مورخ معروف ویل دورانت است که درباره اهمیت تمدن اسلامی نوشته است.

*شخص دیگری بنام دلامبر می نویسد:

اگر در میان یونانیان دو یا سه نفر یافت شدند که دارای جنبه تحقیق بودند، ولی در میان آنان شاید یک نفر هم پیدا نشده است که در علم شیمی از طریق تجربه وارد شده باشد. ولی در تمدن اسلامی صدها نفر از این قبیل اشخاص بوده اند.

*خدمت مسلمین تنها این نبود که علم را از راه تحقیق و اکتشاف ترقی دهند بلکه روح مخصوصی در آن دمیده و به وسیله تحریر، نگارش، گفتن و مدارس عالیه، آن را در دنیا اشاعه و انتشار دادند. آنان در دنیای علوم و معارف اروپا از این راه چنان احسانی نمودند که نمی توان برای آن حدی تصور کرد.  مسلمین قرن ها استاد علوم و فنون ملل اروپا بودند.

*رسومی در مورد نقش ایرانیان در پیشرفت علمی می نویسد:

دانشمندان و بزرگان ایران نشان دادند هنگامی که اروپا در خواب نادانی و توحش مانده بود، ایران به آن مرتبه و مقامی رسید که عقائد و افکار قرن بیستم بعد از آن پدیدار گردید.

*و باز ویل دورانت درباره تأثیر هنر اسلامی در اروپا می نویسد:

برج های کلیساهای مسیحی و برج های ناقوسی به نسبت زیاد مدیون مناره های مساجد است. تجدید رونق سفالکاری هنری در ایتالیا و فرانسه نتیجه انتقال سفالگران مسلمان به این دو کشور و همچنین سفر سفالگران ایتالیا به اندلس اسلامی بود.

آهنگران، شیشه گران و جلدسازان ایتالیا و زره بافان و اسلحه سازان اسپانیا همه هنر خود را از صنعتگران مسلمان فرا گرفته بودند. تقریباً در همه مناطق اروپا بافندگان به دیار اسلام توجه داشتند که از آنجا نمونه و نقشه بگیرند. حتی نوع باغ ها به نسبت زیادی از باغ های ایرانی نشان داشت.

*ابن خلدون که از استعداد در نبوغ دانشمندان ایرانی تعجب کرده می گوید:

در ملت اسلام، بیشتر دانشمندان چه در علوم دینی و چه در علوم عقلی، ایرانیان بوده اند. حتی صاحبنظران علم نحو و دستور زبان عربی مثل سیبویه، فارس، زجاج و اخفش ایرانی بوده اند. لذا پیامبر اسلام فرمود: اگر علم در آسمان ها باشد، مردانی از فارس به آن می رسند.

*خانم دکتر هونکه درباره تأثیر تمدن اسلام در اکثر علوم امروزی می نویسد:

تمدن اسلامی که به وسیله مسلمین شروع شد نه تنها ارثیه یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد، آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد، بلکه آنان پایه گذار شیمی آزمایشی، فیزیک، جبر، علم حساب به مفهوم امروزی، مثلثات فضائی، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعات در همه بخش های علم تجربی، که البته اکثر آنها را بعدها نویسندگان اروپائی دزدانه به حساب خودشان گذاشته اند، به مغرب زمین هدیه کرده است. ولی گرانبهاترین آنها شاید اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیشقدمی مسلمانان بود که جای پا برای اروپا باز کرد تا منجر به شناخت قوانین طبیعت و کنترل آن گردید.

*گوستاولوبون می گوید :

تا به اینجا این مطلب ثابت شد که اکتشافات مسلمانان در طبیعیات اهمیتش کمتر از ریاضیات و علم هیئت نبوده و پایه معلومات مسلمانان در فیزیک و به خصوص امور بصری آن بلند و عالی است. مسلمانان بودند که آلات دقیق مکانیک را اختراع کردند.

آنها بودند که مهم ترین ترکیبات شیمیائی مانند الکل، اسیدازتیک و اسیدسولفوریک را کشف کردند و لازم ترین کارها را در این باره انجام دادند مانند عمل تقطیر و غیره. آنها بودند که از علم شیمی در راه داروسازی و صنعت به خصوص استخراج معادن، ساختن فولاد، چرمسازی و غیره استفاده کردند. آنها بودند که باروت و اسلحه های گرم جنگی را اختراع کردند و از پارچه کهنه، کاغذ ساختند. و به ظن قوی آنها بودند که قطب نما را در قسمت کشتی رانی مورد استفاده قرار دادند و این اخترع مهم را به اروپا آوردند.

همه این اعترافات و اظهارات مورخین و دانشمندن غیرمسلمان را در مورد اوج و شکوه تمدن اسلامی خواندیم. حال این سئوال پیش می آید که پس کجاست آن افتخارات؟ کجا هستند آن دانشمندان سختکوش و بزرگ اسلام؟ چرا در دنیای فعلی، عقب مانده ترین کشورها ر ا همین کشورهای اسلامی تشکیل می دهند و در همه چیز خود به اروپا و غربیان وابسته هستند؟

و در حقیقت سئوال این است که علل سقوط و اضمحلال تمدن اسلامی چه بوده است؟

با سیر مختصری در تاریخ در می یابیم که سه علت با کمک هم در این سقوط نقش داشته اند:

اولین علت سقوط تمدن اسلامی، حمله مغولان به سرزمین های اسلامی که شامل همه ایران، عراق، شام و غیره بوده است. مغولان بر سر راه خود از هیچ چیز نمی گذشتند و مرد و زن و کودک را می کشتند، آثار تاریخی و هنری را خراب کرده و با خاک یکسان می کردند، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی را می سوزاندند و ده ها مورد از این اعمال وحشیانه و خلاف عقل.

ویل دورانت در این زمینه می گوید:

تاخت و تاز مغولان فقط چهل سال بود. نیامده بودند که فتح کنند و بمانند. بلکه می خواستند بکشند و غارت کنند و حاصل آن را به مغولستان ببرند. وقتی که موج خونین مغول باز پس رفت، آنچه بر جای ماند عبارت بود از اقتصادی به شدت آشفته، قنات هایی ویران، کورمدرسه ها، کتابخانه های سوخته، دولت های ضعیف و از هم گسیخته که قدرت اداره کشور را نداشتند و نفوسی که به نیم تقلیل یافته و روحیه خود را باخته بودند.

اگر چه پیش از حمله خارجی، دولت را لذت طلبی، خستگی جسمی و روحی، بزدلی و بی لیاقتی جنگی، فرقه گرایی و جهل طلبی مذهبی، فساد و هرج و مرج سیاسی به اضمحلال کشانیده بود. همه این عوامل باعث شد که فقر و فلاکت جایگزین رهبری جهانی آسیای باختری شود و ده ها شهر آباد و معتبر در شام، بین النهرین، قفقاز، ایران و ماوراء النهرین را به فقر، بیماری و عقب ماندگی کنونی دچار سازد.

دومین علت سقوط تمدن اسلامی، جنگ ها و فرقه گرایی ها، و وجود پادشاهان ظالم و بی بهره از دانش بود که فقط در فکر شهوترانی و زندگی در کاخهایی بودند که از ظلم و غارت اموال مردم به دست آورده بودند. از بین بردن ریشه علم و علما بود که باعث شد تمدن اسلامی از حرکت خود بازایستد و جهالت و فساد و تباهی جای آن را بگیرد.

و به جای پیشرفت علمی، در کارهایی همچون ظلم و استثمار ملت ها پیشرفت داشته باشند؛ و کار به جایی برسد که آغامحمدخان قاجار پس از تصرف شهر کرمان نزدیک به 20 هزار جفت چشم از مردان آن را در آورد؛ یا شاه عباس تمام فرزندان، برادران و مردان فامیل خود را از ترس این که مبادا سلطنتش مورد خطر قرار گیرد کور کند و یا آنها را بکشد؛ یا پادشاه دیگری در عوض یک کنیز گرجی، 17 شهر ایران را به اجنبی واگذار کند... و امثال این نکته های تاریخی که انسان بر بدبختی مردم آن دوران ها تأسف می خورد.

سومین علت سقوط تمدن اسلامی، استعمار کشورهای اسلامی به وسیله اروپائیان و غارت منابع و مغزهای آنان بود.

به عنوان مثال اگر دانشمندان غیرغربی را از اروپا و آمریکا جدا کنند، مشخص می شود که آنها چه قدر دانشمند از خودشان دارند و از نظر علمی چه قدر وابسته به مغزهای کشورهای دیگر هستند. بهترین چشم پزشک دنیا یک نفر ایرانی مقیم امریکا است؛ از میکروب شناسان بزرگ دنیا پروفسور لطفعلی گنجی مقیم آمریکاست؛ مهندس سال 1993 یک نفر ایرانی است؛ و امثال این آمارها. این افراد به دلایل مختلف، که بعضاً با بودجه و سرمایه ملت های خود به این درجه علمی راه یافته اند، در خدمت ابرقدرت ها قرار می گیرند و بر قدرت آنها می افزایند.

 امید است نسل امروزی ملت ایران و سایر ملت های اسلامی در سایه اسلام ناب محمدی و هشدارهای امام امت (رض) و رهبری های رهبر معظم انقلاب و مسئولین کشور جمهوری اسلامی بتوانند در پیشرفت های علمی به جایی برسند که مردم ما احساس خودکم بینی و حقارت نکنند، بر مسلمان بودن و ایرانی بودن خود مباهات نمایند و در صحنه های علمی مختلف، پیشتاز باشند.

به امید آن روز؛ و السلام.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است