بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

چیستی و چرایی طب اسلامی

سمیه فتعلی، پزشک عمومی، دانشجوی دکتری تخصصی طب سنتی

چکیده

مقدمه: پزشکی به عنوان یکی از قدیمیترین موضوعات و علوم مورد توجه بشر، دوره های مختلفی را تجربه نموده است. در این مسیر از وحی، الهام، تجربه، خواب، قیاس و حتی اتفاق نیز به عنوان راه های کشف و به دست آوردن اطلاعات نام برده شده است. از میان عناوین ذکر شده، بحث ارتباط وحی و علم و انتقال علوم به خصوص طب از طریق انبیاء عظام به بشر از حسایست ویژه ای برخوردار بوده و نظرات مثبت و منفی مختلفی را به همراه داشته‌ است.

روش کار: این مقاله با استفاده از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی انجام شده است، در ابتدا مقالات موجود با موضوع طب اسلامی مورد مطالعه و دسته بندی قرار گرفت و نظرات کارشناسان این حوزه نیز که توسط کارگروه طب اسلامی انجمن تحقیقات طب سنتی ایران تیه شده بود بصورت کامل مطالعه گردید. سپس نتایج به دست آمده جمع بندی و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

نتایج: در ابتدا لازم است تا راجع به ارتباط علم و دین و در ادامه در مورد نظرات مختلفی که در زمینه طب اسلامی وجود دارد نگاهی بیندازیم. تامل در نظریات موجود ما را به این مطلب رهنمون می سازد که طب اسلامی باید مکتبی باشد که تمامی آموزه های دین اسلام و روش های مورد پذیرش آن دین در کسب آگاهی پیرامون موضوعات علوم پزشکی در آن جمع شده باشد. مصادیق آن آمیزه ای از روش های متنوع برگرفته از منابع دینی و بشری است، به شرطی که این روش ها در چارچوب شناخته شده دین اسلام باشد.

نتیجه بکار گیری چنین مکتبی، ارائه یک الگوی کارآمد در حوزه بهداشت و سلامت به همه جهانیان می‌باشد. این مکتب با جامعیت و اشرافی که به موضوع انسان دارد، نیاز بشر را به بهترین شکل شناسایی کرده و راهکار هایی قابل دسترس و مطابق روز به او ارائه می نماید.

کلیدواژه: طب اسلامی، پزشکی، علم،‌ دین

 

مقدمه

پزشکی به عنوان یکی از قدیمی ترین موضوعات و علوم مورد توجه بشر، دوره های مختلفی را تجربه نموده و در مورد منشا آن نیز نظرات گوناگونی مطرح شده است. وحی، الهام، تجربه، خواب، قیاس و حتی اتفاق نیز به عنوان راه های کشف و به دست آوردن اطلاعات دانسته شده است. اما در صورتی که همه یا برخی از این موارد را نیز قبول داشته باشیم، هیچ کدام به تنهایی نمی تواند گویای حقیقت دانش پزشکی و منشا آن باشد. 

از میان عناوین ذکر شده، بحث ارتباط وحی و علم و انتقال علوم به خصوص طب از طریق انبیاء عظام به بشر از حسایست ویژه ای برخوردار است؛ این مساله نظرات مثبت و منفی مختلفی را به همراه داشته، تا جایی که برخی هر گونه صحبت در این زمینه را بی احترامی به دین دانسته اند و شان دین را اجل از آن می دانند که بخواهد در اموری مثل سلامت و درمان بشر وارد شده باشد، گروهی دیگر نیز بر این باورند که اگر هم مطالبی در این خصوص در آیات قرآن کریم یا روایات اسلامی موجود باشد، پراکنده بوده و حجم قابل توجهی را دارا نمی باشد. با این اوصاف، بحث در مورد موجودیت طب اسلامی، از دیدگاه‌های مختلفی قابل بحث است. برای روشن تر شدن مطلب لازم است تا به نظرات مختلفی که در این زمینه وجود دارد نگاهی بیندازیم.اما قبل از آن باید  راجع به ارتباط علم و دین صحبتی داشته باشیم.

 

انواع دیدگاه راجع به ارتباط علم و دین

1- نفی ارتباط بین دین و علوم از جمله پزشکی

عده ای اساسا منکر ارتباط دین و علوم مختلف از جمله پزشکی می باشند، این عده دین را یک امر شخصی دانسته و ورود آن را در حوزه های دیگر زندگی لازم و جایز نمی دانند. اگر چه به نظر می رسد این افراد باید افراد سکولار یا جدامانده از دین باشند، اما در بین این عده افراد معتقدی نیز وجود دارند.

این افراد رسالت دین و به خصوص رسالت حضرت ختمی مرتبت (ص) را تنها تکمیل مکارم اخلاق  دانسته و آنها را از ورود در چنین حوزه هایی مبرا می‌دانند. به نظر این عده، اهل بیت (علیهم السلام) و به خصوص پیامبر اکرم (ص) نیز انسانی مانند دیگر افراد بشر بوده و از علوم خاصی برخوردار نمی‌باشد. برخی نیز پا را از این هم فراتر نهاده و نه تنها پایه و مبنای علوم را به طور کل، بشری قلمداد می کنند؛ بلکه نسبت دادن چیزی به نام "علم" به بارگاه باری تعالی را خلاف مقام ربوبی دانسته و برای خداوند متعال، امری به نام علم قائل نیستند !

2- اعتقاد به ارتباط نسبی دین و علوم از جمله پزشکی

همان گونه که قبلا نیز ذکر شد، از نظر برخی اندیشمندان ارتباط دین با علومی مانند پزشکی ارتباط نظام مندی نبوده و مطالبی بصورت پراکنده در میان منابع اسلامی وجود دارد، اما نمی توان از مجموع آن ساختار روش مندی استخراج نمود. آنها نیز تا حدی طرح چنین احتمالی را دور از شأن دین می‌دانند و در مرحله ای پایین تر نگران این مطلب هستند که ورود در این حوزه سبب وهن دین شده و به دین و دینداری در جامعه لطمه ای وارد کند. ولی این مسئله حتی اگر از جانب برخی افراد ناآگاه یا با اهداف خاصی وارد جامعه شود، انکار اصل موضوع کمکی به حل مشکل نمی کند، بلکه ناخواسته به افزایش اینگونه تفکرات در جامعه کمک می‌کند. برای حل این مشکل باید با کمک متخصصین فن، آنچه که با روح دین و عقل ساگار است استخراج شده و در اختیار جامعه قرار گیرد.

3- اعتقاد به یکی بودن دین و علم

صاحبان این دیدگاه دین و علم را یک پیکره می دانند و دائم در پی پیدا کردن رابطه بین مسائل علمی و گزاره‌های دینی هستند. این مسئله اگرچه در نگاه اول زیبا و کارگشا می‌نماید، اما در حقیقت با توجه به نسبی بودن علوم بشری و به ویژه علوم تجربی، اگر روزی پیشرفت علم برخی از گزاره‌های علمی را تغییر دهد، این مسئله مشکل ساز خواهد شد؛ بنابراین، تعامل پایاپای و یک به یک گزاره های علم و دین نمی تواند کارساز باشد.

4- اعتقاد به یک رابطه طولی درمورد علم و دین با رعایت محدوده ها

بر اساس این دیدگاه گزاره های دینی و علمی در یک راستا و موازی با هم حرکت نمی کنند، بلکه جایگاه دین فراتر از آن بوده و با توجه به اینکه مسائل علمی در چه رده ای باشد برخوردی متناسب با آن را دارد. به عبارتی اگر چه محدوده و وظیفه دین تنها بازگشایی مطالب علمی نیست و هدایت انسان و معنویات بخش عظیمی از آموزه های آن را تشکیل می دهد؛ اما در عین حال نسبت به مسائل مادی و دنیوی بشر نیز بی تفاوت نبوده است. همچنین وظیفه دین ارائه همه نکات ریز و ابعاد مختلف مسائل دنیوی نیست، بلکه با مشخص نمودن و دسته بندی اصول، بخشی از این مسیر را نیز به عهده عقل گذاشته است. اما از طرفی نیز وظیفه علم و عالم این است در مورد آنچه که دین به عنوان گزاره علمی و عقلی ارائه کرده است، در صورتی که توانست به حکمت یابی آن بپردازد و در غیر این صورت با نظر تعبدی نگریسته و قطعیت آن را پذیرا باشد، زیرا دانش بشری نمی تواند ادعا نماید که در مورد مسئله ای به انتهای راه رسیده است. به نظر می رسد این نظریه نسبت به موارد دیگر از مبنای علمی و عقلی بیشتری برخوردار باشد، در این نظریه آموزه های دینی و محدوده علوم در جایگاه اصلی و حقیقی خود قرار گرفته اند.

 

نظرات مختلف پیرامون طب اسلامی:

علی رغم در نظر گرفتن کلیت این مطلب، نظرات مختلفی در مورد ماهیت و محدوده طب اسلامی وجود دارد.

- طب اسلامی همان طب مسلمانان

مفهوم این مطلب این است که طب اسلامی از زمان شروع تاریخ اسلام موجودیت پیدا کرده و  طبی که در زمان درخشش تمدن اسلامی در جهان منتشر شده همان طب اسلامی است.  این نظر بیشتر بر اساس مطالبی است که نویسندگان و محققان غربی و در مواردی مسلمان آن را توضیح داده اند. هم اکنون نیز نگاهی به مطالب و مقالات موجود در سایت های مختلف اینترنتی نشان می دهد که اصطلاح "Islamic Medicine" در اغلب موارد ناظر به همین مطلب است. این مطلب واضح است که نظریه فوق بیش از معرفی یک دوره تاریخی چیز دیگری نیست.

- طب اسلامی همان طب سنتی ایران

این مطلب از آنجایی نشأت می گیرد که تشابهات مختلفی در مبانی و مطالب مطرح شده در منابع اسلامی با مطالب مندرج در منابع طب سنتی وجود دارد، همچنین حکمای طب سنتی ایران در بسیاری از موارد از آموزه های اسلامی استفاده نموده اند و احکام شرع جایگاه ویژه ای به خصوص در بین متأخرین داشته است. اما این تشابهات و استفاده های موردی سبب نمی شود بتوان یک ارتباط نظام مند برای آنها قائل شد به نحوی که هر دو را یکی دانست. به علاوه با یک مطالعه دقیق تر موارد تناقض بسیاری می توان در متون طب سنتی با موازین شرع پیدا کرد.

اما نکته قابل تامل اینجاست که آنچه که در بین مردم رواج یافته به نوعی همین مطلب است و عده ای نیز با استفاده ناقص و موردی از برخی روایاتی که برخی از آنها نیز جای بحث دارند، در عمل آموزه های طب سنتی را بکار می برند و نام این ملغمه را نیز طب اسلامی می گذارند؛ در صورتی که با نگاه دقیق تر به عملکرد این گروه به راحتی می توان فهمید که روش ایشان فاصله زیادی هم با طب سنتی و هم با آموزه های اسلامی دارد. اهمیت این مطلب وقتی بیشتر می شود که نسبت دادن برخی مطالب و عملکردهای حوزه بهداشت و درمان به دین اگر مبنای علمی و عقلی نداشته باشد؛ ممکن است در باور جامعه تاثیر نامطلوبی بجای بگذارد و سبب شود که هم جامعه علمی و هم مردم نسبت به ارتباط و نقش دین در این مقوله دچار تشکیک و حتی انکار شوند. در این صورت همگان از آن دسته از توصیه هایی که در منابع دینی موجود است بی بهره خواهند ماند.

- قبول داشتن طب اسلامی با اعمال محدودیت در محدوده آن

این عده اگرچه قائل به وجود مجموعه ای با موضوع طب اسلامی هستند، ولی هر کدام محدوده خاصی را برای آن ترسیم می کنند و در مواردی خارج از آن را جزو این مجموعه نمی دانند. برخی محدوده آنرا به صورت متمرکز تربر روی قرآن دانسته و برخی دیگر مجموعه قرآن و روایات موجود را در کنار هم قبول دارند. البته برای توضیح موارد مندرج در منابع انتخابی آنها، از طب نوین و به خصوص فیزیولوژی و پاتولوژی نیز کمک می گیرند؛ اما نتایج نوین علمی یا تجربیات بشری را در آن حیطه جای نمی دهند.

- اعتقاد به طب اسلامی به عنوان یک مکتب

بر اساس این نظریه، با استفاده از منابع اسلامی می توان مکتبی دارای ساختار منسجم طراحی کرد. «این مکتب شامل تمامی آموزه های دین اسلام و روش های مورد پذیرش آن دین در کسب آگاهی پیرامون موضوعات علوم پزشکی می باشد. به بیان دیگر، می‌توان مکتب طب اسلامی را نوعی مکتب معرفت شناختی دانست که مبانی فکری آن از اصول و منابع قطعی اسلام استخراج می گردد و مصادیق ان آمیزه ای از روش های متنوع برگرفته از منابع دینی و بشری دانست به شرطی که این روش ها در چارچوب شناخته شده دین اسلام باشد.»

با این تفاصیل در این تعریف جایگاه هر کدام از منابع مشخص می باشد و با توجه به پیشرفت مستمر دانش بشری و درک جدید او از یافته ها و پیرامون خود، راه برای استفاده از منابع غنی و لایتناهی علوم و معارف اسلامی باز می باشد.

 

ضرورت وجود مکتب طب اسلامی

سوالی که در این مرحله به ذهن می رسد این است که اساسا چرا باید چنین مکتبی را تعریف و تبیین نمود؟ آیا روش های موجود طبی نمی تواند پاسخگوی نیاز بشر امروز و فردا باشد؟ به خصوص اینکه در نگرش به پزشکی و علوم وابسته به آن تغییرات وسیعی دیده می شود و امروزه با کمک گرفتن از روش های متنوع طب مکمل، برای بیماران و مراجعه کنندگان  به سیستم های بهداشت و درمان گزینه های متعدد و مناسبی را می‌توان ارائه نمود. با این وصف آیا اسلامی نمودن دانشگاه‌های علوم پزشکی و آموزش و درمان آن نمی تواند برای این امر کفایت نماید؟ به عبارتی آیا یک طبیب مسلمان آگاه به علوم روز با انتخاب روش درمان درست مبتنی با شریعت نمی تواند از عهده این امر بر آید؟

در پاسخ این سوال چند نکته لازم به ذکر است؛ اول اینکه گرچه استفاده از روش های مکمل دیگر در کنار طب رایج و جایگزینی آنها می تواند کمک کننده باشد، اما خود این روش‌ها نیز هر کدام دچار نقص هایی بوده و گاهی نیز ممکن است با یکدیگر در تضاد باشند؛ همچنین عوارض بکارگیری این روشها یا مخلوطی از آنها هنوز به درستی روشن نشده است.

مطلب دیگر اینکه، مراد از طب اسلامی، اسلامی کردن طب یا طب مسلمانان آنگونه که برخی می پندارند نیست و این حرکت تغییری در ماهیت طب ایجاد نمی کند، بلکه در طب اسلامی مبانی و اصول همه از دل منابع آن بیرون کشیده می شوند و در حقیقت این مکتب بصورتی روشمند نیاز بهداشت و سلامت جامعه را برآورده می سازد. 

به علاوه همانگونه که قبلا نیز ذکر شد، حتی در صورتیکه همه مکاتب و روش های طبی موجود را در جایی گردآوری کنیم تا از آن برای کمک به امر درمان و حفظ سلامت استفاده کنیم، باز هم بحث بر روی مبنای این روش ها می باشد و فرقی بین یک یا چند روش نیست. در اینجا نکته مهم نوع نگاه به امر پزشکی مورد بحث است و همان نقایص در اینجا نیز مطرح می‌باشد.

اصلی ترین اشکال در این مرحله، تفاوت نگاه در طب اسلامی و سایر روش های طبی است. دیدگاه اول نگاهی الهی به این مسئله داشته و دیدگاه دوم اگر نگوییم مادی، نگاه بشری به مقوله علم دارد. این تفاوت نگاه ها سبب می شود تا بنیان های فکری در موضوع مهمی مانند پزشکی، مسیرهای متفاوتی را طی کند و در ادامه آن اولویت ها، برنامه ها، روش ها و سایر مطالب مرتبط نیز از این مسئله تبعیت کنند.

مشکلی که در ادامه این مطلب بوجود می آید نقص دانش بشری و ناتوانی بشر از آگاهی کلی نسبت به حال و آینده است. همانگونه که همگان بر آن اتفاق نظر دارند، دانش بشر نسبی است و معلوم نیست آنچه که امروز بر آن پافشاری می کند فردا نیز همان را بپذیرد، کما اینکه نمونه‌های متعدد این تغییر روش و نگرش را حتی در فاصله‌های زمانی کوتاه شاهد بوده‌ایم. بنا براین حتی کمک گرفتن از مجموعه روش های قدیم و جدید نیز نمی تواند به ما کمکی نماید. در نتیجه تنها راه، استفاده از آن علمی است که مبدا و معاد به یک اندازه در نظر او روشن و آشکار باشد.

 

جغرافیای مکتب طب اسلامی

در مرحله بعد به این سوال بر می خوریم که چنین مکتبی با چنین خصوصیاتی برای چه محدوده جغرافیایی و فرهنگی قابل استفاده است؟ آیا این مکتب تنها برای جامعه اسلامی باید پی ریزی شود؟ اگر چنین باشد، آیا مذاهب و فرق اسلامی باید هر کدام مجموعه ای خاص خود تدارک ببینند؟ در اینجا دو پاسخ عمده می توان ارائه داد. اول اینکه قید اسلامی در اصطلاح مکتب طب اسلامی بیانگر این مطلب نیست که این مکتب وابسته به دین آخر الزمان می باشد، بلکه همانگونه که خداوند متعال می فرماید: «انَّ الدّینَ عندَ اللهِ اِسلام»، اسلام دین خدا برای همه تاریخ بشر است و اهل بیت علیهم السلام نیز در موارد متعددی از زبان پیامبران گذشته نقل قول کرده اند؛ البته از آنجایی که دین اسلام واجد همه دستوراتی است که به پیامبران گذشته نیز وحی شده است، بنابراین منابع اسلامی همه آنها را نیز در بر می گیرد.

از طرفی، با توجه به نص صریح قرآن و اشارات متعددی که در زمینه های مختلف ارائه نموده است، هم دین اسلام دین جهانی است و هم پیامبر آن رحمة للعالمین است، همچنین در آیات قرآن مشاهده می شود که برخی مطالب و مواعظ خطاب به همه مردم گفته شده است، زیرا پرودگار ما "رب العالمین" است . بنابراین با توجه به دو مورد گفته شده، به نظر می رسد که مکتب طب اسلامی مکتبی است جهان شمول و باید به نحوی تدوین و تبیین گردد که همه مردم از مسلمان و غیر مسلمان بتوانند از آن استفاده کنند. 

 

اهداف مکتب طب اسلامی

با توجه به اوصافی که ذکر شد به نظر می رسد اصلی ترین هدف و به تعبیری هدف غایی این مکتب، ایجاد زمینه بروز و ظهور حیات طیبه درانسان باشد. برای درک این مطلب باید به این نکته توجه کنیم که انسان موجودی چند بعدی است و حیات او نیز بالتبع دارای چنین خصوصیتی می باشد.

برای رسیدن به این هدف غایی، اهداف متوسطی نیز وجود دارد که  با موضوع بحث طب در زمان حاضر تطابق بیشتری دارد. به همین منظور طب اسلامی می تواند الگوی عملی برای حفظ سلامت روح و جسم ارائه نماید. این الگو بر اساس مبانی اسلام، جامع ترین، در دسترس ترین و ارزانترین روشها و توصیه ها را در درجه اول برای حفظ و ارتقاء سلامت و در مرحله بعد درمان او دارد. این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که در اسلام، سلامت امری ایستا و حاشیه ای نیست بلکه امری بسیار مهم می باشد که قسمت اعظمی از توصیه های طبی را در بر میگیرد، علاوه بر آن سلامت با توجه به وسعتی که برای حیات انسانی متصور است در یک حد متوقف نمی شود و قابلیت ارتقاء دارد.

در چنین نظام فکری و عملی است که، استعدادهای بشری به بهترین شکل به ظهور و بروز می رسد و با برخورداری از سلامت همه جانبه به هدف خلقت و اصل و حقیقت انسانی خویش دست پیدا می کند.

 

ویژگی ها و قواعد مکتب طب اسلامی

مکتب طب اسلامی با خصوصیاتی که بر شمردیم، باید ویژگی های خاص و منحصر به فردی داشته باشد تا بتواند به ادعاهایی که دارد، جامه عمل بپوشاند. این ویژگی ها ناشی از مبانی و منابعی است که طب اسلامی از آنها بهره برده است. به همین دلیل متفاوت از مکاتبی است که از الگوریتم های بشری پیروی می کنند.

توجه به همه ابعاد وجودی انسان: در زمان حاضر مکاتب مختلف به این نکته اذعان دارند که انسان موجودی چندبعدی است که ابعاد مختلف آن در هم تنیده بوده و هر گونه تغییر در یکی از آنها، بر ابعاد دیگر تاثیرات عمیقی می گذارد. شاهد این مطلب تغییرات شگرفی است که در دهه های اخیر و در مدت زمانی کم در پزشکی پدید آمده و ورود عرصه های اجتماعی و روانشناختی و معنوی به گستره دانش پزشکی است. بنابراین مکتبی که قرار است تمام نیازهای بشر را برآورده سازد باید بتواند تعادلی بین این ابعاد مختلف برقرار کرده و با شناخت وجوه اصلی و فرعی انسان بهترین برنامه را برای بالندگی او ارائه نماید.البته در این مسیر، نظامی موفق است که تعریف جامع تری از انسان داشته باشد و بتواند محوری ترین بعد وجودی انسان را شناخته و برنامه خود را حول محور آن بنا نماید. از این رو به نظر می رسد مکتب طب اسلامی با توجه به اتصال به منبع فیض الهی از این نعمت برخوردار بوده و راهنمای خوبی در این راه باشد.

بر اساس انسان شناسی الهی و قرآنی، ابعاد روحی و جسمی انسان بیش از آنچه که دانش امروز به آن پی برده در هم تنیده است، برای همین در برنامه های تربیتی اسلام به این مطلب توجه شده تا این دو عامل در کنار یکدیگر و با کمک هم رشد پیدا کنند. در این ویژگی طب اسلامی، همه آنچه که در اطراف انسان می گذرد، همه کنش ها و واکنش ها به نحوی با سلامت او ارتباط دارد. برای همین عجیب نیست که می بینیم در  آموزه های اسلامی برای همه مسائل ریز و درشت زندگی انسانی توصیه هایی وجود دارد یا به نحو شگفتی مسائلی را به هم ربط می‌دهد که قرنها تلاش بشری تنها گوشه‌ای از آن را نمایان می‌سازد.

به عنوان نمونه حضرت علی(ع) در کلامی احساسات روحی مختلفی را به قلب نسبت می دهند در صورتی که ما آنها را امری ذهنی و زاییده تلاش مغز می دانیم، این امر شاید برای عده ای تامل برانگیز باشد اما تحقیقات اخیر به تاثیر برخی احساسات روحی بر روی بافت قلب اشاره دارد که البته هنوز ناقص بوده و در ابتدای راه می‌باشد. یا در روایتی دیگر حسد را نابود کننده جسم  و آسایش تن را از کمی حسد می داند؛  در حالی که ما امروز آنرا به عنوان یک بیماری روان-تنی نیز نمی شناسیم.

جامع گرا بودن: با توجه به مطالب فوق و در ادامه آنها، باید متذکر شد که این نوع نگرش به انسان ناشی از جامعیتی است که در آموزه های اسلامی به چشم می خورد. مکتب طب اسلامی با اتصال به مبع لایتناهی وحی الهی، بیشتر و بهتر از هر نگاه دیگری می تواند در ترسیم یک نقشه راه به ما کمک کند، حتی دیدگاه های فلسفی و فیلسوفان بزرگی که نوابغ پزشکی  ما به شمار می روند، برای این حیطه جایگاه ویژه و اخصی قائل بوده و به تنهایی قادر به ورود در این عرصه نبوده اند.

سازگاری با فطرت: بدیهی به نظر می رسد که برنامه ای که خالق هستی برای سلامت نوع بشر تدارک ببیند، بیشترین نزدیکی را با وجود انسان داشته و بکار بستن آن نیز با سایر شئونات زندگی بیشترین هماهنگی را داشته باشد. البته تجربه جامعه اسلامی نیز موید چنین نظری می‌باشد و مسلمانان به راحتی در قرون و اعصار و فرهنگ های مختلف خود را با احکام و دستورات اسلامی سازگار کرده اند و هیچ گونه تقابلی با زندگی و پیشرفت فردی و اجتماعی آنها نیز نداشته است. مطالب مطرح شده در منابع اسلامی برخلاف آنچه که در طب رایج مشاهده می‌شود، سبب درمان یک درد و ایجاد عوارض دانسته و ندانسته نمی شود، درمان در این شیوه با حداقل عوارض و بیشرین سازگاری با جسم بیمار صورت می گیرد.

حفظ حقوق و کرامت انسانی: این مساله چیزی ورای رعایت مسائل اخلاق پزشکی است. در مکتب طب اسلامی مطابق با نص صریح قرآن کریم، انسان موجودی است که دارای کرامت بوده و باید ارزش انسانی او همواره حفظ شود. این مطلبی است که در دنیای امروز به فراموشی سپرده شده است و تنها به رعایت دستور العمل هایی تحت عنوان اخلاق پزشکی بسنده کرده ایم، البته رعایت این موازین که با احکام شرع بر غنای آن افزوده می‌شود، لازم و ضروری است ؛ ولی به تنهایی حافظ شخصیت و مقام انسانی نیست؛ زیرا انسان از نظر اسلام دارای مقام خلیفة اللهی است و باید در هنگام درمان او به این مهم توجه ویژه ای شود.

 

جمع بندی

در جمع بندی مطالب گفته شده و با توجه به تعریفی که از طب اسلامی ارائه شد، چند نکته را می توان بیان نمود:

اول اینکه منابع طب اسلامی به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول منابع کتبی و نقلی (یا همان آیات قرآن کریم و روایات صادر شده از معصومین (ع)) و بخش دوم شامل منابعی است که از قوانین حاکم بر طبیعت نشات گرفته و تجربیات بشری را نیز شامل می شود. بنابراین علوم تجربی و عقل نیز در محدوده خود قابل بررسی و استفاده می باشند.

نکته دیگر اینکه همان گونه که توضیح داده شد، "واژه و پسوند «اسلامی» ناظر بر منشاء، منبع و شیوه برگیری و اقتباس آموزه های ارزشی و روشی در حوزه گسترده پزشکی می‌باشد.

واژۀ «مکتب» نیز اشاره به بیان دیدگاهی دارد که اجزا و عناصر آن با هم ارتباط نظام مند دارند و در مجموعه ای منسجم و هماهنگ گرد آمده اند که بیانگر دیدگاه خاص (اصلاحی یا تأسیسی) درباره موضوع خاصی مانند حوزه گسترده پزشکی است.

بنابراین «مکتب طب اسلامی» علاوه بر این که یک الگوی فکری (مجموعه مبانی، مبادی و اهداف) است که برداشت صحیح از انسان و مفاهیم وابسته به آن دارد، حاوی گزاره های فراوان در حوزه های کاربردی پزشکی نیز می باشد."

هدف کلی این مکتب تأمین حیات طیبه ایست که تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی فرد را در بر می گیرد و ضامن سلامت فرد در زندگی دنیوی و اخروی او باشد. این تفکر  در صورتی که بصورت نظام و ساختاری عملی شود، می تواند به بسیاری از پرسش های موجود در حیطه علوم پزشکی پاسخ داده و مسیر پیشرفت آنرا وارد دوران جدید و تاثیر گذاری نماید. 

 

فهرست منابع:

1. قرآن کریم

2. شریف الرضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین،انتشارات الهادی، 1390

3. دیانی م.، بررسی دیدگاه های مختلف در مورد طب اسلامی و ارائه نظریه جدید، دانشکده پزشکی سمنان. 1382

4. اسماعیلی، سید سعید و رضا کیانی، طب اسلامی؛ اثبات وجود، بیان ماهیت، اولین سمینار بین المللی طب سنتی و مفردات پزشکی. 1387: ساری.

5. نورمحمدی، غلامرضا، ع. عمادی، بررسی مقایسه‌ای طب اسلامی در ایران و سایر کشورهای اسلامی. مجله درمانگر، تابستان و پاییز 1386. سال 4، شماره 14 و 15: صص۴۰-۴۴

6. فرخی، فرشته، طب اسلامی به مثابه یک نظام تفکری. درمانگر، بهار 1386. ش 13: صص ۱۸-۲۴

7. نورمحمدی، غلامرضا، نگرشی به مفهوم طب اسلامی. پژوهش و حوزه. سال پنجم شماره 17 و 18، صص 18-46.

8. اصفهانی، محمد مهدی، ملاحظاتی درباره ویژگی های طب سنتی و سیر تحول آن، طب سنتی ایران. 1387: انجمن تحقیقات طب سنتی ایران.

9. عزیزی اشکدانی، حسین، درمان غیر خطی و ریشه های آن در منابع اسلامی، سال پنجم شماره 17 و 18، صص 126-140

10. اصغری، یوسف و همکاران، شفا از دیدگاه قرآن کریم، سومین همایش علمی پِژوهشی طب الرضا(ع)، اردیبهشت 1391

11. فتعلی،سمیه، از طب جامع نگر تا طب اسلامی، دومین همایش علمی پِژوهشی طب الرضا(ع)،مهر ماه 1389

12. عرب سالاری، زهرا و همکاران، بررسی آرای اندیشمندان طب اسلامی، دومین همایش علمی پِژوهشی طب الرضا(ع)،مهر ماه 1389

13. نورمحمدی غلامرضا، آشنایی با مکتب طب اسلامی، دانشگاه تهران، 1391

 Steptoe A14. ، Wikman A، Molloy GJ، Messerli-Bürgy N، Kaski JC. Inflammation and symptoms of depression and anxiety in patients with acute coronary heart disease. Brain Behav Immun. 2012 Sep 13. pii: S0889-1591(12)00429-1. 

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است