دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی، در نهم مهر ماه 1287 شمسی در تهران، به دنیا آمد. دیپلم دبیرستان را در تبریز و با رتبه اول اخذ کرد و برای تحصیل پزشکی به تهران آمد و در سال 1308، با عنوان شاگرد ممتاز وارد دانشکده تهران شد و در سال 1314، با رتبه شاگرد اول فارغ‌التحصیل شد. او تمام عمر پر‌بار خود را به بررسی تحولات دانش پزشکی از دوران قدیم، مقایسه طب قدیم و جدید و اثبات ارزنده بودن عقاید پزشکان قدیم،‌ به‌ویژه ابن‌سینا وقف کرد و با وجود تمام مشکلات و دشواری‌ها و نیش زبان‌ها، از تلاش باز نایستاد. نتیجه این کوشش‌ها و تلاش‌ها و آشنا شدن ریشه‌ای او با طب قدیم، به‌ویژه طب غنی کهن ایران و دانش‌آموزی مستمر در طب امروزی، سبب شد تا او به دانش ژرف و وسیعی در این زمینه دست یابد. در سال‌های 1335 تا 1365 در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به تدریس «تاریخ پزشکی» و «طب قدیم ایران» پرداخت و اندوخته علمی خود را به دانشجویان منتقل کرد.

ایشان اعتقاد داشت: «اهمیت یک کشور و میزان تمدن و استقلال آن بستگی به وجود دانشمندان محقق و مکتشف دارد، یعنی دانشمندانی که روی پای خود بند باشند و تکیه به عصای دیگری نکنند زیرا علم تبعی و تقلیدی و همه چیز را از دیگران به عاریت گرفتن و به عبارت اخری استقلال علمی نداشتن باعث می‌شود که نفوذ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی چنین کشوری نیز تحت‌الشعاع کشورهای دیگر گردد.»

متن پیش رو مقاله ای است از استاد فقید مرحوم دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی با عنوان مزاج که در آن ابتدائا به تعریف مزاج با یک نگاه فیزیکوشیمیایی پرداخته اند و سپس اهمیت مزاج شناسی و توجه به مزاج را به صورت مفصل توضیح داده اند. گزیده ای از مقاله را در زیر ملاحظه می فرمایید:

«فایده عملی این بحث عملی این است که در امتحانات بالینی، موارد عدیدهای پیش میآید که پزشک باید وضع مزاجی بیمار را از لحاظ اندازه متابولیسم و افزایش یا کاهش آن در نظر گیرد، و اگر روزی برسد که به نوشته دکتر نصرت الله کاسمی، کلیه بیماریها را از نظر ارتباط آنها با اختلالات غدد مترشح داخلی مورد مطالعه قرار دهند.  در آن روزاهمیت این مسئله بیشتر معلوم خواهد شد، زیرا باید وضع مزاجی هر بیمار را از نظر شدت یا بطو احتراقات بدن تعیین نمود، و آنگاه عکس العمل مواد غذایی در بدن یکی از بزرگترین مدارک تشخیص در دست پزشکان خواهد بود.

برای درک اهمیت این مطلب، فرض میکنیم شخصی متابولیسم بازالش اندکی بالاتر از طبیعی است؛ برای چنین شخصی رژیم غذایی زیر را دستور میدهیم:

آش زرشک یا آش آب غوره به عنوان سوپ قبل از غذا و سپس کباب ماهی تازه و خوراکی از سفیده تخم مرغ، اسفناج پخته، کدوی پخته یا ریواس پخته و به عنوان دسر هم میوه جاتی مانند هلو و آلو و نظایر آنها؛ کلیه این مواد غذایی به اصطلاح قدما سرد هستند، و مسلما متابولیسم بازال را پایین آورده، به طوری که ممکن است در شخص مزبور که هیپروتیروئیدی دارد باعث شود که متابولیسم بازالش از حد متوسط نیز کمی پایینتر آید، و اگرپزشک  ازخواص مواد غذایی مزبور بیاطلاع باشد حکم خواهد کرد متابولیسم این شخص کمتر از طبیعی است، در حالی که چنین نیست، و پزشکان قدیم در موقعیتی نظیر این مورد اشتباه نکرده و حکم به سرد بودن مزاج شخص مزبور بی اطلاع باشد حکم خواهد کرد متابولیسم این شخص کمتر از حد طبیعی است، در حالی که چنین نیست، و پزشکان قدیم در موقعیتی نظیر این مورد اشتباه نکرده و حکم به سرد بودن مزاج شخص مزبور نمیدادند، زیرا برای تعیین  گرمی و سردی مزاج در اشخاص، رعایت تاثیر نوع غذاها که اولین شرط از شرایط اندازهگیری متابولیسم بازال است، کاملاً مورد توجه آنان بوده است.

قبلا گفتیم که پزشکان قدیم از راه حس لمس و دریافت گرمی و سردی در بدن اشخاص، تشخیص گرمی و سردی مزاج را در آنها میدادند، ولی شرط این بود که این گرمی وسردی به سبب عوامل عارضی خارجی ایجاد نشده باشد؛ برای تایید مطلب به کتاب خلاصه الحکمه مراجعه میکنیم در صفحه 194 این کتاب چنین مینویسد:

"چون لمس نماید و منفعل گردد لامس از ملموس بسخونت و گرمی در بلدان معتدله الهوا دلالت مینماید بر حرارت مزاج ملموس و اگر منفعل گردد ازآن به برودت دلالت میکند بر برودت مزاج او بدون اینکه به سبب امر خارجی عارضی آن را سخونت و برودت عارض شده باشد."

و این اسباب خارجی عارضی را نیز جداگانه در فصلی ذکر کردهاند؛ یکی از این امور عارضی غذاهای گرم و سرد (یعنی غذاهایی که بالقوه گرم و سرد بوده و پس از ورود به بدن ایجاد حرارت و برودت نمایند) بوده است.

در صفحه 187 کتاب خلاصه الحکمه در این باره چنین مینویسد:

"سوم ملاقات مسخن  بالقوه+  است مانند استعمال مسخنان غذابیه که غذایی مسخن تناول نمایند که بعد فعل و انفعال و تغذیه احداث گرمی در بدن نماید و ادویه از داخل که بعد تناول و فعل و انفعال  به سبب بقا صورت نوعیه آن احداث سخونت نماید."

در صفحه 188 ضمن بیان عللی که ایجاد سردی در بدن میکند چنین مینویسد:

"دوم ملاقات برودت بالقوه است به استعمال اغذیه و ادویه بارده از داخل و یا خارج به ضممده  و اطلیه  و نطولات  و غیرها."

از آنچه تاکنون ذکر شد معلوم گردید که تاثیر نوع مواد غذایی که امروزه به عنوان اولین شرط از شرایط متابولیسم بازال در نظر گرفته میشود، مورد توجه کامل پزشکان قدیم ایران نیز بوده است.»

برای مطالعه متن کامل این مقاله عبارت آبی رنگ زیر را کلیک کنید. یا در صورت پیغام خطا کلیک راست نموده و گزینه save link as را انتخاب کنید.

فایل های پیوست

mezaj.pdf

نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است