علل گرایش جهانی به طب سنتی و مکمل

" ندای فطرت، سلامتی با طبیعت"

 

نویسنده: سید مهدی میرغضنفری

پزشک، پی اچ دی فیزیولوژی پزشکی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی، رییس هیأت مؤسس انجمن تحقیقات طب سنتی ایران (مرکز رشد استعدادهای درخشان - دانشگاه علوم پزشکی تهران)

 

شاید این سؤال مهم برای بسیاری از خوانندگان محترم مطرح شود که علت توجه جهانی و همه جانبه به رشته ها و مکاتب طبی قدیمی و طبیعی چیست؟ در این مقاله با ارائه پاره ای از علل و عوامل گرایش جهانی به طب مکمل، پاسخ های سؤال فوق مورد بحث قرار می گیرد.

سؤالات: چرا در این عصر به اصطلاح علم و تکنولوژی و پیشرفت های ظاهری در جزئیات علوم مختلف و پزشکی و افزایش اطلاعات انسان ها، بشر به این نتیجه رسیده که مجدداً با حالت خضوع و شرمندگی به پزشکی های قدیم –که معمولاً و به درجات مختلف ریشه در معنویات و الهیات دارند- برگردد و تلاش کند آن ها را احیا کرده و در زندگی خود توسعه دهد؟

مگر اتکای انسان به خودش پس از رنسانس غرب با شکل گیری اومانیسم و کنار گذاشتن معنویات و خدا از صحنه زندگی و دانش برای حل کردن مشکلات جسمی و روحی او کفایت نمی کند؟ چرا در زمانه ای که به مدد دستگاه های پیچیده اختراع بشر به اطلاعات عجیب و فراوان در مورد مولکول و اتم و اجزای آن ها دست یافته ایم و برای هریک اسامی قراردادی خودمان را وضع کرده ایم و به انواع استدلالات و توجیهات و گمانه زنی ها در توصیف پدیده های هستی دست یازیده ایم و سال به سال خودمان آن ها را نقض و تعویض کرده ایم و ... باید دوباره سراغ کتب و عقاید افرادی برویم که ده ها قرن قبل به سادگی می زیسته اند و دستگاه های عجیب ما را هم در اختیار نداشته اند و به زبان ما تکلم نمی کرده اند. آیا این حماقت و تحجر و بازگشت به عقب نیست؟ آیا این دور شدن از تمدن و پیشرفت و ترقی نمی باشد؟

قبل از اینکه به ذکر علل توجه وتمایل گسترده اجتماعی به طب سنتی و مکمل بپردازیم ذکر این نکته مهم نباید فراموش شود که طبق مطالعات، اکثر بیمارانی که از طب سنتی و مکمل استفاده می کنند لزوما‌‍ً تفکر ضد علمی یا ضد پزشکی رایج ندارند و البته انسان های فاقد تحصیلات بالا، فقیر یا دچار بیماری صعب العلاج یا روانی نیز نیستند.

1- کل نگری

بسیاری از روش های طب مکمل ـ البته نه همه آنها‌ ـ نگاهی همه جانبه به مسأله بیماری انسان دارند. از نظر آنها بیماری، حاصل تغییر درترکیب مجموعه عوامل فیزیکی، روانی، روحی، اجتماعی، قدرت بدن در حفظ سلامتی خود و شرایط محیطی می‌باشد. بیشتر این طبیبان در روش های درمانی خود معتقد به برقراری توازن و تناسب در قدرت خود درمانی بدن انسان هستند به جای آنکه مستقیماً نشانه‌های بیماری یا روند خاص آن را هدف بگیرند. استفاده‌کنندگان از طب های سنتی و مکمل نیز علاقه زیادی به فلسفه و باورهای این رشته‌ها دارند. در مباحث پزشکی این فلسفه عبارت است از کل‌نگری نسبت به بیمار و برای بیماران این کل‌نگری به معنای توجه بیشتر به جنبه‌های روانی و اجتماعی بیماری است. طبیبان سنتی و مکمل وقت بیشتری صرف توجه به این مسایل می‌کنند که باعث می‌شود از طرفی رضایت خاطر بیشتری در بیماران حاصل شود و از طرفی عوامل خطر در زندگی بیمار شناخته شده و به او در جهت اصلاح هشدار داده ‌شود. 

2- نحوة زندگی

بیشتر روش های طب سنتی و مکمل پنج اصل مشترک در نحوه زندگی دارند که عبارتند از: الف) مدیریت و برخورد مناسب به هنگام مواجهه با استرس و بحران؛ ب)رویکردهای روحانی و معنوی؛ ج) ورزش و تناسب اندام؛ د)کنترل و کاهش اعتیادات (خصوصاً سیگار و الکل)؛ ه) توصیه‌های غذایی و رژیمی. 

3- معنویت

واقعاً ارتباط بین معنویت و پزشکی چیست؟ شاید در دهه‌های گذشته که اکثر پزشکان به علت زمینه فکری و فرهنگ مذهبی دارای افکار معنوی بودند، پاسخ به این سؤال مشکل بود اما با تغییرات فرهنگی و آزادی‌های به وجود آمده پاسخ دادن چندان مشکل نیست. هر چند طی صد سال گذشته پزشکی رایج خود را از قیود مذهبی جدا ساخت اما همیشه موجی از علاقه به نقش مذهب و معنویت در آموزش، تحقیقات و طبابت وجود دارد. مفهوم کل‌نگری نیز در حقیقت نوعی رویکرد معنوی است که بیشتر بیمارانی را که به دنبال جنبه‌های فراتری از یک تعریف ساده از بیماری هستند ارضا می‌کند. طبق بررسی های به عمل آمده حتی در جامعه آمریکا 95 درصد از مردم به نوعی اعتقاد به خدا دارند و بیش از دو سوم آنها می‌گویند که رویکرد کلی زندگی خود را بر پایه مذهب بنا کرده‌اند؛ پس چطور پزشکان نباید از نقش کلیدی باورهای اعتقادی بیماران در زندگی آنها آگاه باشند!

4- نحوة درمان

بیشتر روش های طب مکمل معتقدند با تقویت سیستم دفاعی و خوددرمانی بدن می‌توان به نتیجه مطلوب رسید، هرچند که در بعضی موارد نمی‌توانند توجیه مشخصی برای آن ارائه کنند اما نتیجه کار و این نوع رویکرد باعث علاقه و توجه بیماران می‌شود. در طب سنتی ایران به اعتدال مزاج و اهمیت قوه مدبره (طبیعت درونی یا نفس) و نقش آن ها در سالم ماندن یا درمان بیماری ها بسیار تأکید شده است و تمامی تدابیر حفظ الصحه یا درمانی در جهت برقراری اعتدال مزاج اشخاص و تقویت قوه مدبره بدنیه (که غیر مادی بوده و از درون بطور هوشمند به تدبیر بدن و فرآیندهای آن در جهت سلامتی همه جانبه فعالیت می کند) می باشد؛ چیزی که امروزه از آن بطور ناقص و یک بعدی به سیستم دفاعی یا ایمنی تعبیر می شود. در این مکتب غنی هر شخص با توجه به مزاج اصلی و تعادل خود، به رعایت مواردی در زندگی خود توصیه می شود که بتواند همواره سالم بوده و احتمال بروز بیماری ها در وی به حداقل رسیده و در صورت بیمار شدن، بیماری شدید نشده و به سهولت مداوا شود.

5- نتیجه گرایی

در بسیاری از موارد، نکات تشخیصی در طب رایج بسیار است و اطلاعات جزئی زیادی از یک بیماری بدست می آید ولی در مرحله عمل و درمان –که درخواست و نیاز اصلی بیمار است- توفیقی بدست نمی آید که این نشانه ای است خوب از ضعف شدید توجیه و تفسیر اطلاعات بدست آمده از بیماری و ارتباط دادن آن ها به هم در جهت علت یابی صحیح بیماری ها. بسیاری از بیماران دچار مشکلات مزمنی هستند که پزشکی امروز نتوانسته آنها را بهبود بخشیده یا حداقل راضی نگه دارد. بنابراین مبتلایان به سندرم ها و بیماری های مزمن (مشکلات گوارشی، مفصلی، اعصاب و روان، پوستی و ... ) و بیماری‌های مزمن و کشنده ای مثل سرطان، ایدز و ... از جمله کسانی هستند که بیشتر به دنبال طب سنتی و مکمل می‌روند به این امید که زندگی آنها کیفیت بهتری یافته یا حتی درمان شوند.

6- محدودیت ها و عوارض درمان های رایج

ششمین علت منجر به مرگ در غرب را نتایج درمان های رایج دانسته‌اند. از طرفی این تفکر در بین بیماران وجود دارد که درمان های رایج خصوصاً در موارد مزمن، مضر و دارای عوارض هستند در حالیکه روش های طب سنتی و مکمل به علت استفاده و توجه بیشتر به طبیعت عوارض کمتری دارند. هر چند این تفکر در تمام موارد لزوماً صحیح نبوده و حتماً نیاز به بررسی علمی دارد. در طب سنتی ایران درمان از اصلاح اجزای مختلف وجود و زندگی شخص (غذاها، نوشیدنی ها، محل زندگی، شرایط آب و هوایی، شغل، خروج مواد زائد از بدن، خواب، فعالیت، موارد روحی روانی و ...) آغاز شده، در صورت نیاز و عدم حصول نتیجه مد نظر از داروهای طبیعی (گیاهی، حیوانی، معدنی) یا اعمال دستی (خونگیری ها، ماساژ، و ... ) بهره برده می شود.

7- هزینه و دسترسی

هزینه‌های سنگین در سیستم‌های مراقبت سلامت امروزی مسأله‌ای است که علی‌رغم تلاش زیاد برای کاهش آنها، نه تنها کم نشده بلکه پیش بینی می گردد در 10 سال آینده این هزینه ها 2 برابر شود. این در حالیست که در کشورهای عقب نگه داشته شده بیش از.....مردم به حداقل امکانات پزشکی دسترسی ندارند. بنابراین تعیین و تضمین ایمنی و کارایی درمان های سنتی، مکمل و جایگزین یک ابزار مهم برای تسهیل و توسعه دسترسی به امکانات بهداشتی و مراقبتی است. هر چند به علت سایر مزایای طب مکمل رواج آن در «نیمکرة شمالی» روز به روز بیشتر می‌شود اما شاید مهم ترین عامل که باعث می‌شود حدود80% از مردم جنوب ازطب مکمل بهره بگیرند مسایل اقتصادی باشد. در طب سنتی ایران توصیه و تأکید بر استفاده از روش ها و داروهای کم هزینه همان منطقه زندگی شخص می باشد و از نظر اخلاقی اخذ هزینه های بالا برای خدمات رسانی یا داروها از بیماران و  دردمندان شدیداً منع و تقبیح شده است.

8- رابطه متقابل پزشک و بیمار

مردم به طور روز افزونی از داشتن یک نقش منفعل در رابطه پزشک ـ بیمار گریزان شده‌اند و علاقه وافری برای دانستن بیشتر و کامل تر و حتی ایفای نقش در درمان خود پیدا کرده اند. از این جنبه نیز طب سنتی و مکمل همان چیزی است که مردم می خواهند و در پزشکی رایج به آن نمی رسند. در واقع در طب سنتی و مکمل ضروری است که بیمار برای بهبود خود همت کرده و وقت بگذارد تا به نتیجه مناسب دست یابد و این دو نسبت مستقیم با یکدیگر دارند.

9ـ مردم سالاری در پزشکی (بیمار مداری)

انفجار اطلاعات و دسترسی بلامانع مردم به عقاید و فرهنگ های مختلف از طریق اینترنت و سایر وسایل ارتباط جمعی این روند را تسریع کرده و باعث شده است که مردم و بیماران بخواهند در روند درمانی خود مشارکت بیشتری داشته باشند. این مشارکت شامل قدرت انتخاب انواع روش های درمانی، دسترسی به انواع فرآورده‌ها و روش های کمکی جهت درمان یا حفظ تندرستی می‌باشد. درحقیقت گرایش شدید مردم به طب مکمل باعث شده مسؤولان نیز به ناچار یا از سر رغبت به فکر تشکیل سیستم های پژوهشی و تلاش برای بهینه سازی این روند بیفتند. در طب سنتی ایران توصیه های بسیار به طبیبان وجود دارد که چگونه با بیماران رفتار کرده و نقش و جایگاه او را محترم شمرده و به وی خدمت نمایند. این رویکرد که بیمار به پزشک نیاز دارد و لذا پزشک می تواند هرگونه بخواهد با او رفتار کرده و شخص هم ناچار و محکوم به اطاعت و تسلیم در برابر وی می باشد از نظر طب سنتی ایران کاملاً محکوم و منفور است.

10 - تناسب فرهنگی

یکی از عوامل بسیار مهم در استقبال مردم یک کشور از یک روش یا مکتب طبی، تناسب آن مکتب با فرهنگ و تمدن ایشان می باشد. کشورهایی که دارای پیشینه غنی و طولانی تاریخی هستند (کشور های آسیای جنوب شرقی، آفریقایی، آمریکای جنوبی) عموماً دارای مکاتب طبی ارزشمندی هستند (طب سنتی) که امروزه هم توسط مردم آن کشورها مورد توجه و استفاده واقع می شود. در واقع طب سنتی هر منطقه و کشور توسط دانشمندان و خبرگان همان مرز و بوم با همان خصوصیات روحی و اعتقادی و حتی جسمانی پایه ریزی و به تدریج تکمیل و تصحیح شده است و بیشترین تناسب و نزدیکی را با مردم نسل های بعد همان منطقه جغرافیایی یا فرهنگی دارد. در ایران هم از قدیم الایام بحث مزاج ها و گرمی و سردی ها مطرح بوده و گیاهان و داروهای طبیعی بومی ایران بسیار مورد توجه و استفاده مردم بوده اند که این خود عامل مهمی است که امروزه هم پذیرش بالایی برای رشد و توسعه آن در کشور وجود داشته باشد. از سوی دیگر در کشورهای نو ظهور بدون پیشینه و مهاجر پذیر (اکثر کشورهای آمریکای مرکزی و شمالی، اروپا، استرالیا) نیز مکاتب طب سنتی و مکمل پذیرش و توسعه عجیبی پیدا نموده اند که این به دلیل تناسب این مکاتب با فطرت و سرشت طبیعی هر انسان در هر جای کره زمین می باشد.

 

اما چه عاملی سیاستگذاران، دانشمندان و پزشکان را مجبور به توجه بیشتر به طب مکمل کرد؟

در ظاهر شاید مردم سالاری در پزشکی مهمترین دلیل باشد اما در واقع افزایش تحقیقات و شواهد علمی بیشترین تأثیر را داشته است و البته مواردی از قبیل مسایل اقتصادی و اعمال نفوذ صاحبان قدرت نیز نقش مهمی (هم در سرکوب و هم در پیشرفت) بازی می‌کنند.

در این مقاله سعی شد با استفاده از منابع خارجی به این نکته توجه داده شود که رویکرد و توجه به طب سنتی و مکمل جهانی بوده و اندیشمندان منصف و کم تعصب دنیا با هر گونه اعتقادات یا فرهنگ، به نقاط قوت متعدد این مکاتب و روش های طبی طبیعی معترفند و آن ها را در کتب علمی خود برشمرده اند. باز هم تکرار می کنیم که  امروزه اطلاع و استفاده از این شاخه های طبی از سوی پزشکان و بیماران دلیلی بر فرهیختگی و تکامل فکری ایشان بوده که تلاش دارند با استفاده از روش های مؤثرتر، کم عارضه تر، کم هزینه تر و در دسترس تر به حفظ سلامتی و درمان بیماری ها اقدام نمایند.

اکنون که طب سنتی و مکمل بطور کلی و از وجوه مختلف مورد بررسی قرار گرفت، جای آن دارد که برخی از مهمترین مکاتب زیر مجموعه آن معرفی گردند که این امر را به مقالات دیگر موکول می نماییم.

 

منابع:

- میرغضنفری سید مهدی، بررسی میزان اثر ضد التهابی عصاره گیاه سداب (Ruta graveolens L) بر التهاب ایجاد شده توسط فرمالین در پنجه پای موش صحرایی، پایان نامة دورة پزشکی عمومی، دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، اسفند 1383

- ناصری محسن، گروه تحقیقات طب سنتی ایران، آموزش مقدماتی طب سنتی ایران، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی تهران، پاییز 84

 

جهت آشنایی خوانندگان محترم و استفادة محققین، بیان میزان اعتبار منابع این مقاله و در عین حال، رعایت امانتداری و اخلاق تألیف و تدوین، مراجع مورد استفاده توسط منابع این مقاله نیز در اینجا ارائه شده است:

Wanyne B.Janas, Jeffrey S.levine editors « Essentials of Complementary  and Alternative -Medicine»; Lippincott williams and wilkins 1999:1-5

Freeman lyn W.,lawis G.frank, « complementary and Alternative Medicine » Mosby (USA) 2001: -473-480

WHO Launches The First Global Strategyon traditional and Alternative Medicine». Press Release WHO/38. 2002

Cassileth Barrier R., (Book Review of), « The role Of complemantary & Alternative Medicine: -Accommodating Pluralism». N Eng J  med, vol,347 no.11.2002

Andrew Vickers, «Complementary Medicine«. BMJ 2000; 321:   683-686

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است