یا ربّ العالمین، یا حیّ یا قیّوم

(خدایی که مرا بیافرید و به راه راست هدایت میفرماید. خداییکه مرا غذا میدهد و سیراب میگرداند و چون بیمار شوم، مرا شفا میدهد. (سورۀ شعراء آیات 78 تا 80)

(آن کسی که دعای بیچارگان مضطر را پاسخ میدهد و رنج و غم را از آنان دور میکند. سورۀ نمل آیۀ 62)

 

 

طب مکمل و فراگیر

Complementary and Integrative Medicine

 

نویسنده مقاله: خانم مقراضی

عضو کار گروه طب سنتی و طب اسلامی از انجمن تحقیقات طب سنتی ایران – وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران.

 

 

مقدمه:

پزشکی نوین در قرن حاضر پیشرفتهای چشمگیری خصوصاً در زمینه درمان بیماریهای حاد و عفونی داشته ولی هنوز جامعۀ مدرن نتوانسته است جواب خود را بصورت کامل در تخصصها، فوق تخصصها، و غیره بیابد و هر ساله انسانهای بیشماری از  بیماریهایی  چون ایدز، سرطان، سکته های قلبی و مغزی و از ویروسهای تغییر شکل یافته جدید چون سارس و... میمیرند، به همین دلیل مردم به سمت شیوه های درمانی کهن روی آورده و این پدیده ها را پس از تجزیه و تحلیل و بررسی آماری و بوجود آوردن انبوهی از مدارک مستند مورد استفاده قرار میدهند.

امروزه اکثر روشهای سنتی درمانگری و شفا دهی مورد بازبینی و استفاده مجدد قرار گرفته است. بعضی از آنها بسیار مشهور و مورد علاقه و کاربرد پزشکان و بیماران میباشد . اما گروهی دیگر از روشهای سنتی طب، هنوز احتیاج به توجه و آزمونهای علمی دارند. در چند دهه گذشته نامهای مختلفی به این گونه درمانهای جدید داده اند، از جمله : طب حاشیه، طب جایگزین، طب لامکان، طب انرژی، درمان با ذهن، طب مکمل، طب کل نگر و ...

سؤال اساسی اینست که بهترین شیوه درمان چیست؟

 

طب فراگیر:

اگر هدف حفظ سلامتی انسان و درمان بیمار یا کاهش ناراحتی او با مؤثرترین روش، در کمترین زمان و با حداقل عوارض و هزینه باشد، نادانی است اگر تواناییهای پزشکی مدرن در نجات جان انسانها را نادیده بگیریم. طب فراگیر چیزی بیشتر از همزمان بکار بردن طب رایج و مکمل است، بلکه یک نوع تفکر اصولی است که چرا شخص بیمار شده و اکنون مناسب ترین درمان برای او چیست؟ آنچه مهم است (روش طبی) میباشد که بتواند با بهترین شیوه درمان نماید. سرشت حقیقی ما همان نیروی بیکران و عظیم الهی است که خود را در مجموعۀ بی پایانی از ارتعاشات، امواج و قوانین اصوات، رنگها، سنگها، رایحه ها، اشکال و نمادها و کل عالم هستی آشکار میسازد. در قرآن کریم آیات بسیاری ما را به این مفاهیم هدایت میکنند. برای نمونه حتی ازیک سوره میشود معنای کامل را دریافت. چنانچه در سوره حدید آیات 1 الی 5 آمده:

 

به نام خداى بخشاینده مهربان

خداوند را تسبیح مى‏گویند، هر چه در آسمانها و زمین است، و او پیروزمند و حکیم است. (1)

فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست. زنده مى‏کند و مى‏میراند و بر هر چیز تواناست. (2)

اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزى داناست. (3)

اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. سپس به عرش پرداخت. هر چه را در زمین فرو رود و هر چه را از زمین بیرون آید و هر چه را از آسمان فرو آید و هر چه را در آسمان بالا رود، مى‏داند. و هر جا که باشید همراه شماست و به هر کارى که مى‏کنید بیناست. (4) فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و همه کارها به خدا بازمى‏گردد. (5)

                                                           

* طب کل نگر (Holistic Medicine)- یکی از جدیدترین و در حقیقت کاملترین نگرشها به مساله انسان و درمان، طب کل نگر نامیده میشود که شامل روشهای مختلف درمان طبیعی، درمان گیاهی، درمان مغناطیسی، ماساژ درمانی، درمان انرژیایی و ... میباشد. تعریف طب کل نگر بیانگر این نکته است که در تندرستی و بیماری باید تمامیت و کل وجود آدمی مورد بررسی قرار گیرد و نباید کل را به مجموع اجزاء خود تبدیل کرد و هر جزء را جداگانه مانند قطعات ماشین بررسی نمود. توجه به تمامیت وجود انسان یعنی کلیت آن، که شامل تن، روان و ذهن است و درک نیروی حیاتی در ایجاد توازن و هماهنگی و حفظ سلامت، موضوعی است که در فلسفه طب کل نگر مورد تأیید قرار گرفته است. بر اساس این نگرش تقویت و تحریک مناسب سیستم ایمنی بدن میتواند به درمان شفابخشی منتهی شود. اما تعریفی که از سیستم ایمنی در طب کل نگر وجود دارد با طب مدرن (آلوپاتی) متفاوت است. در طب کل نگر تنها واکنشهای جسمی به عوامل بیماری زا و به اصطلاح روشهای رایج (ایمونولوژی) (Immunology) مورد نظر نیست بلکه، سلامت لایه های مختلف وجودی انسان یعنی ذهن، جسم، روان و روح مورد نظر است.

زیرا اگر فقط جسم را مداوا کنیم اما لایه های دیگر همچنان آلوده– آشفته، ناکارآمد، متزلزل و متشنج باشند، حتی اگر بیماری از جسم دور شده باشد، دوباره به جسم برمیگردد. نمونه های زیادی از عود بیماریهایی مثل سرطان، زخم معده، سردرد ها و غیره را میتوان یافت. بنابراین طب کل نگر یک نگاه جامع به وجود انسان دارد و از راههای مختلف درمان، در کنار طب رایج برای شفای انسان بهره میبرد.

جامع نگری (کامل نگری) پاسخی است به این معضل که باید جسم و جان، جامعه و ایمان و کل جهان را با انسان در یک مجموعه هماهنگ و واحد در نظر گرفت و این دستیابی به توحید حقیقی است. توحیدی که فطرت حق جوی انسان را در جاذبه آن کمال بی نهایت مجذوب کرده است.

تعدد تکنیکهای بازسازی شدۀ شیوه های کهن شفاگری و تکنیکهای ابداع شدۀ جدید و گستردگی حجم مطالب موجود دربارۀ آنها موجب گشته تا طبقه بندی تکنیکها و اطلاعاتی که ما درباره آنها داریم هنوز کامل نباشد. هدف ما شناسایی انواع روشهای درمانی از سراسر دنیاست. معرفی این روشها به معنای تایید همۀ آنها از طرف ما نیست، بلکه امیدواریم تا پزشکان و متخصصان و دانشمندان و مسئولان سلامت و درمان کشور که درحال تلاش برای ارتقاء سطح سلامت مردم هستند، با انجام آزمایشات دقیق، مدارک قابل قبولی برای تائید و یا رد آنها به مجامع علمی و تحقیقاتی داخلی و خارجی ارائه بنمایند.

طب طبیعى (Natural medicine): در بسیارى از شیوه هاى طب مکمل­­ _ جایگزین، درمان تنها با استفاده از فرآورده هاى طبیعت (گیاهان دارویى، مواد معدنى، محصولات جانورى و...) و بدون استفاده از هیچ گونه مواد مصنوعى و غیرطبیعى صورت مى گیرد. در این روش ها سعى مى شود که درمان برپایه اصول زندگى طبیعى، با الهام از طبیعت و قوانین آن انجام شود. فلسفه «طب طبیعى» بر پایه وجود تمامى درمان ها در خود طبیعت استوار است.

طب سنتى (Traditional medicine): بسیارى از این روش ها ریشه در تاریخ دارند و صدها یا هزاران سال از ابداع آنها مى گذرد. هر کشور یا منطقه اى طب سنتى خاص خود را دارا است که در موارد زیادى بین شیوه هاى تشخیصى _ درمانى و اصول آن، مشابهت هایى با دیگر کشورها و فرهنگ ها به چشم مى خورد. از معروف ترین روش هاى طب سنتى مى توان به طب سنتى چین، طب سنتى هند (آیورودا) و طب سنتى ایران اشاره کرد. عنوان طب سنتى خصوصاً توسط سازمان بهداشت جهانى و کشورهاى جهان سوم به کار مى رود. امروزه برخى از افراد با استفاده از شیوه هاى نوین، تکنولوژى هاى مدرن و علوم جدید به تحلیل، بررسى و تکمیل طب سنتى پرداخته اند. گاهى به این رویکرد جدید «طب سنتى جدید» گفته مى شود.

طب بومى (Indigenous medicine): از این کلمه براى اشاره به پزشکى مرسوم در هر منطقه یا کشور استفاده مى شود که عمدتاً نشانگر شیوه هاى بدوى و ابتدایى است. از جمله این روش ها مى توان طب بومى سرخ پوستان آمریکا و انواع طب هاى بومى آفریقا و آسیا را نام برد. گاهى دو واژه «طب سنتى» و «طب بومى» به صورت مترادف به کار مى روند.

طب حاشیه (Fringe medicine): این واژه توسط اشخاصى به کار برده مى شود که اعتقاد دارند طب رایج غربى جریان اصلى پزشکى دنیا را شکل مى دهد و مى توان از دیگر روش هاى طبى در مواردى تنها به عنوان کمک کننده _ آن هم نه به شکل درمان اصلى _ استفاده کرد. این واژه در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادى توسط جفرى موراى ابداع شد، اما از آنجایى که به طور ضمنى نشانگر فرعى بودن این رشته هاى طب بود نتوانست محبوبیت چندانى در میان عامه مردم کسب نماید. با این وجود «مجله پزشکى بریتانیا» (BMJ) به سرعت این واژه را مورد قبول قرارداد! تا آنکه در دهه ۱۹۷۰ واژه «طب طبیعى» را جایگزین آن ساخت (به نظر مى رسد که در این زمان شکل گیرى هیپى ها و جنبش هیپى گرى با شعار «بازگشت به طبیعت» در این امر نقش داشته است.)علاوه بر اسامى گفته شده عناوین دیگرى همچون: طب غیررسمى(Unconventional medicine) و طب غیررایــج (غیرمعمــول _ غیرمتـعارف) (Unorthodox medicine) نیز به این روش ها اطلاق مى گردد.

در برخى از کشورها نیز واژه هاى خاصى به منظور اشاره به این شیوه هاى طبى در نظر گرفته شده است، به عنوان مثال در ایتالیا با نام «طب دیگر» و در فرانسه با عنوان «طب موازى» معروف است.                                                                                                     

توجه داشته باشید که هیچ یک از این اسامى به طور کامل بیانگر مجموعه این روش ها نیست و در عین حال یک روش مى تواند زیرمجموعه چند عنوان قرار بگیرد.

از جمله این روشها چنین اند: (3)

 

1- درمانهای فیزیکی – حرکتی و انواع ماساژ ها:

مانند کایروپراکتیک (Chairopracthic) – استئو پاتی (Osteopathic) – کرانیوساکرال تراپی (Crania Sacral Therapy) – شیاتسو(Shiatsu) – یومیهو (umeiho) ماساژ ژاپنی – یوگا درمانی (Yoga Healing) – رفلکسولوژی (بازتاب درمانی) (Reflexology) – فشاردرمانی (Acupressure Healing) –  تایی ماساژ (Tai Massage) ماساژ تایلندی و ...

 

2- درمانهای ذهنی شامل دو گروه با ارتعاش و بدون ارتعاش می باشند:

الف- روشهای درمانی ذهنی با ارتعاش:

- متد سیلوا (Silva Method) که خوزه سیلوا (Jose Silva) بنیان نهاد.

- سیستم شفای پرانیکی (Pranic Healing)، که توسط دکتر چوکوک سوی (Cho Kok Sui) بنیان گذاری شده است.

- ریکی (Reiki) که توسط دکتر میکائو اوسویی (Mikao Usui) بنیان گذاری شده است.

- شفای پولاریتی (Polarity Therapy) توسط راندولف استون در سال 1914 ابداع گردید. وی تا سال 1972 به این روش بیماران را درمان میکرد.

ب - روشهای درمانی ذهنی بدون ارتعاش

- تکنیکهای تجسم خلاق و مهارتهای استفاده از سیستم عصبی – کلامی (N.L.P)

- هیپنوتیزم درمانی

 - شفا بخشی معنوی و دعا درمانی

 - درمان از راه دور که شامل روشهای مختلف است و اکثر تکنیکهای نامبرده در بالا نیز درمان از راه دور انجام میدهند. اما روش خاصی توسط آلبرت آدامز ابداع شد. وی در سا ل 1965 دستگاهی ساخت که به کمک آن امواج انرژی را برای افراد می فرستاد. این روش (رادیونیک) نام دارد.

 

3- درمان های طبیعی با استفاده از ابزار و  مواد مختلف طبیعی شامل: 

- ناتوروپاتی (Naturopathy)  طبیعت درمانی (ترکیبی از درمان با گیاه – ماساژ – هیپنوتیزم و ...)

- مغناطیس درمانی (Magneto Therapy)

- رنگ درمانی و نور درمانی (Color therapy-Light Therapy)

- صوت درمانی (موسیقی درمانی – ذکر و مانترا)

-  هنر درمانی شامل (تئاتر – عروسک – نقاشی – خطاطی – مجسمه سازی – ساختن سمبل های شفابخش یا ماندالا و ...)

- طب سوزنی (Acupuncture) – طب سوزنی گوش یا اریکولو تراپی (Auricolo Therapy) – سوجوک (su-jo therapy) یا طب سوزنی کف دست و پا – گیاه درمانی (Herbal Medicine) – هومیوپاتی(Homeopathy) – آب درمانی (هیدرو تراپی) – سنگ درمانی (کریستال درمانی) – رایحه درمانی (Aroma-therapy) – دلفین درمانی (بودن در کنار دلفینها) – خاک درمانی - عنبیه شناسی (ایریدو لوژی Iridology) – درمان به وسیله رسوبات دریا  یا Slime Therapy (گل و لجن درمانی) - درمان بوسیله استحمام در دریا (نوعی آب درمانی) - درمان از طریق شن داغ کنار دریا - آفتاب درمانی - درمان به وسیله نسیم دریا و ...

 

4- مکاتب شناخته شده طبی

طب چینی– طب هندی (آیورودا)– طب سرخپوستی– هونا (Hona) (طب مردم جزایرهاوایی) و ...

دیدگاه انرژی محوری: برطبق یافته های فیزیک مدرن همه موجودات دارای جسم مادی از قبیل جمادات – نباتات – حیوانات و انسانها در سطح (زیراتمی)، خود نوعی انرژی هستند. سیستمهای طبیعی مبادلۀ انرژی بین همه موجودات در طبیعت به صورت خودکار عمل میکند. در انسانها علاوه بر سیستم غریزی و طبیعی که از بدو تولد همراهی اش میکند، اندیشه و احساسات، ذهنیت ها و باورها در طی دوران رشد به مرور یک میدان انرژی خاص ایجاد میکند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است.                                          

ابو علی سینا میگوید: ((تخیل انسان نه تنها میتواند بر جسمش کارگر افتد که حتی بر دیگران و کالبدهای بسیار دور هم میتواند مؤثر باشد. ذهن میتواند جسم را تغییر دهد. آنرا بیمار سازد یا در سلامت نگاه دارد.))2

برای داشتن زندگی سالم و رضایت بخش باید امواج و ارتعاشهایی که بر ما تاثیر میگذارند را درک کرده و با آنها کار کنیم تا خودمان را در مقابل امواج نامناسب انرژیها حمایت کرده و بتوانیم آنها را تغییر دهیم، و در عین حال با انواع انرژیهای مناسب و ارتعاشات آنها هماهنگ گردیم.

در روانشناسی اعتقاد بر این است که نیاز اولیۀ افراد آن است که از لحاظ فیزیکی و روانی احساس امنیت کنند. اگر احساس امنیت نکنیم به سختی میتوانیم وقار– سرور و خلاقیت داشته باشیم. پس حفاظت از درون برای همه ما ضرورت دارد. همه ما به احساس اطمینان و اقتدار درونی نیاز داریم. نیازهای معنوی به عنوان یکی از عمیق ترین نیازهای بشر، از نیازهایی است که شناسایی و تأمین آن در ارتقای سلامت و توسعه و همچنین در پاسخ به بیماری، جایگاه ویژه ای دارد.

مردم کشورهای ثروتمندی چون آلمان، فرانسه، کانادا، استرالیا، و بلژیک به ترتیب 77، 75، 70، 48، 31 درصد حداقل یکبار در سال از خدمات طب مکمل استفاده میکنند. در سال 2001 در کشور انگلستان 11 درصد از بیماران سرطانی، 10 درصد از بیماران سالمند، 9 درصد از بیماران روانی و 5 درصد از مبتلایان به دیابت یا بیماریهای قلبی عروقی از درمانهای طب مکمل و جایگزین بهره برده اند و طی سی سال گذشته میزان رغبت و استفاده مردم آمریکا از طب مکمل نیز بطور پیوسته افزایش یافته است.

در یک مطالعه ملی در ایالات متحده آمریکا نشان داده شده که استفاده از یکی از 16 روش پزشکی جایگزین در کنار پزشکی مدرن و یا بجای آن از 34 درصد در سال 1990 به 42  درصد در سال 1997 افزایش داشته است.(1)

بیشترین روشهای درمانی که در طی سالهای یاد شده افزایش یافته اند, به ترتیب: گیاه درمانی، ماساژ درمانی، مگا ویتامین درمانی، درمان با روش گروه های خودیاری، درمان با داروهای سنتی، انرژی درمانی و هومئوپاتی است. جمع ویزیت های پزشکی انجام شدة پزشکی جایگزین در سال 1997، سالانه به 629 میلیون ویزیت در آمریکا رسیده است.

 

نتیجه:

آنچه که باعث تغییر نگاه غرب به سلامتی گردید، رشد اقتصادی، درک اجتماعی، افزایش سطح سواد و عقل گرایی بود و مطالعات وسیع در ابعاد سلامت جسمی انسان نیز که در اوج درک زیست شناختی از حیات به دست آمد، ناقص بودن و ناکافی بودن نگاه یکسویه به سلامتی را نشان داد. از طرف دیگر، آزادی های موجود، همراه با رشد سواد و گسترش وسیع تحصیلات دانشگاهی در توده مردم باعث شد تا جامعه از سیستم های بهداشتی - درمانی، حقوق خود را مطالبه کند و ارزش های خود را به آنان گوشزد و باورهای خود را به عنوان واقعیت های غیرقابل انکار مطرح نمایند.

مجموعه تجربیات و تحقیقات انجام شده باعث شد تا دانشمندان علل شکست مداخلات خود را بیابند و آن چیزی جز برخوردهای یک سویه، یک بعدی و سطحی نبود، اکنون بدیهی است که انسان چند بعدی، نیازمند برخوردی چند بعدی نیز هست. در نظر گرفتن ابعاد مختلف هر پدیده و عواقب هر مداخله و تلاش در جهت هر چه کاملتر دیدن انسان در مجموعه جهان خلقت را «جامع نگری » می گویند. جامع نگری، برخوردی همه جانبه با مسائل و مشکلات دارد و این یک فلسفه عمیق و کلی است و خاص پزشکی هم نیست و در حقیقت جامع نگری، راهکاری است برای حل مشکلات بشر و بواسطه جامعیت آن، در حل همه مسائل مبتلابه انسان، کاربردی عظیم دارد. 

 

پیشنهاد:

با توجه به اینکه طب مدرن غربی، تولد یافته از طب ابوعلی سینا و رازی است، بازگشت به شیوه های کهن درمانگری موجب گشته، غربیها توجهی به طب اسلامی نکرده، و جذب شیوه های درمانی ملتهای دیگر شرقی شوند. ولی ما میتوانیم با تحقیقات جامع خود طب سنتی، اسلامی – ایرانی را به جهانیان بشناسانیم، آنچنان که هندیها و چینیها و ملتهای دیگر انجام داده اند.

 

 منابع به ترتیب کاربرد در متن:

1 – دکتر محسن ناصری – آموزش مقدماتی طب سنتی ایرانی – ناشر انجمن تحقیقات طب سنتی ایران – 1384-  فصل اول.

2- دکتر لاری دوسی، مترجم دکتر فرخ سیف، ذهن لامکان و طب لامکان، صفحه 19.

3 - ترگل شعبانخانی، پزشکی مکمل و درمانهای موازی جلد اول - نشر حم -  چاپ اول 1384.

4- یافته هایی در اینترنت

Wat Pho temple in Thailand

Drawings of accupressure points on Sen lines at

Marathon runners receiving massages at the   2004ING Taipei International Marathon

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است