سیاه دانه

Nigella sativa

تهیه و تنظیم: حمیدرضا نباتی

 

به فرانسه Aigelle Cultivee و Anis Noir

به انگلیسی Black Cumin

 

گونه N.sativa معمولاً گونه ای است که کاشته میشود وگونه دیگری نیزکه در ایران میروید و از نظر شکل و خواص مشابه آن است به نام Nigella Arvensis L. می باشد.

گیاهی است علفی یک ساله، پوشیده از کرکهای ظریف با برگهای تقسیم شده با بریدگیهای بسیار عمیـق به طـوری که برگ را به صورت نواری باریـک در می آورد. رنگ برگ آن سبز غباری، گلهای آن منفرد، برگچه های زیر گل درشت و به رنگ آبی یا سفید و گلبرگها خیلی کوچک دانه های کوچک آن سیاه است و وقتی فشار داده می شـود بوی مطبوعـی از آن استشـمام می شود. دانۀ آن بیضی شکل، مثـلثـی و به رنگ سیاه در ابعاد 2-1 میلیمتر می باشد. ساقه های ایستاده به ارتفاع 60 تا 70 سانتیمترمیباشد.

 

موطن این گیاه جنوب اروپا و آسیای غربی بوده است و از قدیم این گیاه را خصوصاً در کشورهای گرمسیر می کاشته اند. این گیاه به سادگی با محیط جدیدخو می گیرد. در اروپا و مصر و هندوستان آن را در مزارع می کارند ولی در ایران از قدیم به طور خودرو وجود داشته است و در آذربایجان و اصفهان و اراک نیز می روید. این گیاه به طور پرورشی نیز در ایران کاشته می شود.. بهترین روش برای کاشت این گیاه، از طریق بذر است. بهترین زمان برای کاشت پائیزه و بهارۀ آن امکان پذیر است، ولی در کشت بهاره محصول بهتری خواهیم داشت. پس از تهیۀ بستر خاک با فاصله 30 در 30 سانتی متر بذر ها کاشته می شوند. گاهی بذر به صورت درهم درکرت پاشیده می شود. آب و هوای گرم و تقریبا خشک نیاز دارد.

مناسب ترین PH خاک برای پرورش سیاه دانه شش تا هفت و نیم است. درخاکهای رسی و شنی.

در کشت پائیزه سیاه دانه در تیرماه و در کشت بهاره در شهریور ماه قابل برداشت می باشند. با زرد شدن کپسول ها می توان اقدام به برداشت و یا پس از ریشه کنی کلی بوته و خشک کردن با خرمن کوبی، بذرها داخل کپسول را جدا کرد.

در دانه های سیاه دانه 35% روغن ثابت و یک گلوکزید به نام ملانتین و حدود 1.5 درصد اسانس وجود دارد. ملانتین به صورت مجزاماده ای سمی است.

 

مزاج

در سوم گرم و خشک

 

خواص در مخزن:

شونیز لغت فارسی است و شونوز و سیاهدانه و به عربی حبه السوداء و به یونانی سنو ودیسقوریدوس شنون گفته به هندی کلونجی نامند.

· مسخن (گرم کننده حرارت دهنده)   

· مجفف رطوبت (خشک کنند دوایی که موجب از بین رفتن رطوبات یا تقلیل آن شود).

· مقطع اخلاط (آنچه حرارت لطیفه نفوذ کند مابین خلط لزج و سطح عضو و دفع او نماید بدون تصرف در قوام خلط).

· منضج (دوایی که خلط و ماده را بپزد و مهیای دفع کند)

· جالی است. (باعث تحریک رطوبات لزج و دفع آنها از سطح عضو و مسامات شود، هر دوای جالی ملیّن نیز هست).

· مدر شیر و بول و حیض (دارو یا غذایی که ادرار (پیشاب) یا حیض یا شیر را جاری کند)

· مسقط جنین زنده و مرده و مشیمه (پردهای که بچه تا هنگامی که در شکم مادر است در آن قرار دارد. این پرده بهنگام تولد کودک باوی بیرون آید)

· و یرقان (عارضهای که در اثر ضایعات کبد و ختلال عمل آن پدیدار میشود)

· و سپرز (طحال،غده ایست قرمز و کمی بنفش رنگ که در سمت چپ شکم در عقب معده و در جلو و بالای کلیه چپ عمل مهمش ساختن گلبولهای سفید و از بین بردن گلبولهای قرمز است که آهن آنها را مجدداً بکبد میفرستد و در آنجا ذخیره میشود)

· و قولنج ریحی (نفاخ، باد (دردی که در ناحیه شکم خصوصا نواحی مجاور به قسمتهای مختلف قولنج حاصل مشود) شربا و ضمادا نافع است.

· تریاق (داروی‌ ضد زهر) سموم بارده

·شربا و بخورا (دود حاصل از سوزانده) و حمولا (صورت شیاف واژن) بادهن (روغن) سوسن، اعضاء الصدر (سینه، شش، و ارتباطات آنها) و الغذاء (معده و کبد و طحال باشد)

· والنفض (امعائ و مثانه و قضیب (مردانه الت) و فم (دهانه) الرحم مقعده) و غیرها جهت سرفه بارده (سردی) و درد سینه و انتصاب نفس (بلند نفسی)

· و غثیان (قی کردن استفراغ کردن) و استسقا (مرضی که موجب شود آب در انساج شکم جمع شود استسقا)

· و مداومت خوردن آن هر صباح مدر بول و حیض و شیر

· و با روغن جهت سرخ کردن رخساره و تصفیه بشره (ظاهرپوست بدن)

· و با سرکه جهت اخراج اقسام کرم جهت سک دیوانه گزیده ورتیلا و با سکنجبین جهت تب ربع (تب که یکروز گیرد و دو روز گذارد) و تب بلغم کهنه

· و با آب و عسل جهت تفتیت (شکسته و ریزه کردن) سنگ گرده (کلیه) و مثانه و تبهای مزمنه.

· و با نطرون (سدیم) جهت عسر البول (شاشبند شدن)

· و سوخته آن جهت بواسیر خصوصاً که با رب مورد بنوشند بی عدیل.

· و گرم کرده آن بر سر جهت زکام و برسائر اعضا جهت تحلیل ریاح (بادها) سریع الاثر

 و بوئیدن خام آن و یا در سرکه خیسانیده آن یک شب در صره (کیسهای‌ که ‌در قدیم‌ در آن ‌دینار و درهم‌ می‌ریختند) بسته و به دستور سعوط (عطسه آور) در سرکه خیسانیده آن یک شب و صبح سائیده جهت درد سر بارد مزمن و تفتیح (گشایش) سده خیشوم (گرفتگی بینی) و زکام (عارضه التهاب مخاطب بینی است که غالباً با آب ریزش و گرفتگی بینی همراه است) و نزله (التهاب حاد یا مزمن نسج مخاطی همراه با ازدیاد ترشحات معمولی یا عفونی) ولقوه (لب‌ و دهان ‌یا فک، بطرفی ‌کج ‌میشود) بغایت نافع و بی عدیل.

· وچون هفت عدد دانه آن را در شیرزنان بخیسانند یک ساعت و بسایند و در بینی کسیکه یرقان داشته و چشمهای او زرد شده باشد قطور نمایند بغایت نافع و زائل سازد و به سبب قوت تفتیحی که دارد و سعوط (عطسه آور)

مسحوق (کوبیده‌شده) آن با دهن (روغن) ایرسا جهت ابتدای نزول آب در چشم نافع و به دستور با اکتحال (به چشم کشیدن) استعمال آن جهت نزول در ابتدا و کماد (خود سیاه دانه گرم بر وی موضع قرار گیرد یا هر گیاه دیگر را)

· و مضمضه مطبوخ آن با سرکه به تنهایی و یا با چوب صنوبر جهت درد دندان بارد (سرد) و تفتیح (گشایش) سده خیاشیم (گرفتگی بینی)

· و با سرکه خمر و یا انگور جهت ثالیل (زگیل ها) و رفع خال و تقشر (پوست از دل او باز شدن) جلد و درد مفاصل و بهق (لک‌وپیس) و برص (لکه‌های سفید روی پوست) و سعفه (ناخوشی جلدی مانند کچلی و اگزما و ریزش طبقات شاخی اپیدرمی پوست مرض جلدی) و قوبا

· و با بول اطفال جهت تحلیل، و ثالیل (زیگیلها) و خال مجرب.

· و با آب حنظل ترکه بر اطراف ناف طلا (دوغ نطول، ماست طلا، شیراز (ماست چکیده) کنند جهت اخراج حب القرع (کرم کدو) و قوی الاثر.

·و با آب شیح (درمنه) جهت اخراج حیات بقوت تمام و سائیده آن با خون افعی و یا خون و یا خون خفاش و با خون خطاف (چلچله) جهت وضح (پیسی که در پیشانی است) بغایت موثر

· و با عسل و روغن جهت درد رحم و وجع (درد) آن در حین نفاس

· و با روغن گل سرخ جهت انواع جرب (بیماری انگلی خارش دار).

· و ضماد سوخته آن با موم گداخته وروغن سوسن و یا حنا و مانند آن هر دو مفید و مانع ریختن موی آن و رویاننده آنست بشرط مداومت.

· و ضماد اندک بریان کوبیده آن با گلاب جهت زخمهای سوداوی ساق پا مجرب.

· و با بول صبیان (کودکان) جهت قروح (زخمها) شهدیه سر و سائر قروح بارده رطبه (زخمهای سرد تر چرکی) و بو داده کوبیده جوش داده آن با روغن زیتون و صاف کرده به قدر سه چهار قطره در بینی جهت رفع زکام که عطسه بسیار باشد مجرب است.

· و با روغن حبه الخضراء (درخت بنه، سقز) در گوش جهت تفتیح سده (گشایش گرفتگی) و رفع ریاح (بادها) و درد آن نافع

· و دخان (دود) آن کویزاننده (جایخالی کننده، دورکننده) هوام (جانوران زهر دار).

· و اکثار (مصرف بیش از اندازه) شرب شونیز مورث (علت، سبب)خناق (عدم نفوز نفس به شش) و سدر (آن را گویند که هرگاه مردم بر پا خیزد دو چشم او تاریک شود و سر او بگردد و بیم باشد که بیوفتد، ذخیره )

· و روغن آن با روغن زیتون و کندر جهت اعاده باه مایوسین شربا و طلاء مجرب دانسته اند.

· و روغن آن طلاء بر اعضای تناسل و کمر جهت آوردن نعوظ بی عدیل است و رافع درد های بارده و سستی اعصاب و سده آن.

· و به دستور آشامیدن آن با اشیای مناسبه جهت امور مذکوره سریع الاثراست.

· مصلح آن در سرکه خیسانیدن آن، کتیرا مقدار شربت آن تا دو درم درگرم مزاجان.

· تدبیر آن قی کردن و آشامیدن شیر. در غثیان (دل بهم خوردن)

· مضر گرده (کلیه)

بدل انیسون و نصف وزن آن تخم شبت

 

 

منابع

•  مخزن الدویه (جلد سوم) ذیل کلمه شونیز

•  تولید و فرآوری گیاهان دارویی (مرحوم دکتر رضا امیدبیگی)

•  کاشت، داشت و برداشت گیاهان دارویی (داراب یزدانی)

•  معارف گیاهی (حسین میر حیدر جلد پنجم)

•  شناخت گیاهان دارویی و معطر جلد دوم (سید عباس میر جلیلی)

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است