اسباب خشکی و تری بدن     

الف) اسباب رطوبت بدن:

سبب هایی که رطوبت بدن را زیاد می کنند عبارتند از:

1- ورزش نکردن و سکون بیش از حد: چون بدن نمی‌تواند سوخت و ساز عادی را داشته باشد و حرارت بالا برود. لذا موجب افزایش رطوبت در بدن می‌شود.

2- خواب بیش از حد: چون حرارت تسکین پیدا می کند موجب بالا رفتن فضولات بدن می‌شود و رطوبت ها زیاد می‌شود.

3- احتباس (ضد استفراغ)

احتباس: دفع نشدن مواد موجود در بدن که باید طبق عادت دفع شود. مثل احتباس حیض یا احتباس عرق – این احتباس باعث می‌شود که رطوبتهای بدن بالا برود. فرد دچار درد مفاصل می‌شود و اعصاب به هم می ریزد و جهاز هاضمه هم کارش نیمه کامل می‌شود.

بعضی ها منافذ پوستیشان بسته می‌شود. بسته شدن این منافذ موجب می‌شود که رطوبت بدن بالا می‌رود. یعنی جلوگیری از دفع عرق موجب بالا رفتن رطوبت بدن می‌شود. مثل استفاده از جفت بلوط که بسیار قابض است و مسام را می‌بندد و مانع از تعریق می‌شود.

4- استفراغ صفرا: دفع کردن بیش از حد صفرا

یکی از راههای چاق کردن افراد این است که ما می‌دانیم در بدن اینها صفرا و سودا بیش از حد است ما لزومی ندارد به این افراد چاق کننده بدهیم، اگر تشخیص دادیم خلط سودا یا صفرا در بدن اینها بالا رفته (چون صفرا و سودا خشک کننده بدن است) می آئیم دفع خلط صفرا یا سودا می کنیم. وقتی این اخلاط دفع شود مانعی که وجود داشته برای چاق شدن و جذب رطوبات بدن برداشته می‌شود و بدن شروع می کند به چاق شدن. چون اخلاط یا ماده ای که باعث خشک شدن بدن شده دفع شده پس تا زمانی که دفع خلط زیادی نکنیم هر چقدر چاق کننده بدهیم بی فایده است.

چاق کننده ها: قدومه، کنجد، بادام، پسته، مغزیجات، آرد جوانه گندم  که همان آرد سمنو است و به آن سمنک می گویند.

دفع این اخلاط بر می گردد به منضجات و مسهلات که بعداً بحث می‌شود.

- برای دفع سودا بهترین چیز افتیمون است. به این صورت:

- 5 گرم پودر افتیمون + یک لیوان سکنجبین که با عسل درست شده باشد.

شب بخورد، فردا شکم 5 الی 6 بار کار می کند و سودا به راحتی دفع می‌شود. البته شرط آن این است که قبلش منضجات سودا را خورده باشد.

علامت دفع سودا خارج شدن مدفوع سیاه رنگ است که در بحث شناخت مدفوع می گوئیم که سیاه بودن مدفوع چند علت دارد: 1) خونریزی 2) خوردن ترکیبات آهن دار یا سبزیجاتی که آهن دارد 3) دفع سودا (علامت اینکه مسهل سودا اثر گذاشته مدفوع تیره رنگ است)

- افتیمون و کشوس دفع صفرا هم انجام می‌دهند و از خانواده سس ها هستند. ولی برای دفع صفرا راحترین چیزهایی که در دسترس است رب انار (ایجاد اسهال ملایم می کند) است. البته سقمونیا هم دفع صفرا دارد ولی تدبیر نیاز دارد.

(فسنجان تعدیل کننده اخلاط است چون رب انار، مغزیجات، گوشت در آن است و ترش و شیرین است. پس جزء تعدیل کننده اخلاط است ـ عرق کاسنی محلل است).

- بهترین مسهل سقمونیا است قرقوروت لینت مزاجی ایجاد می‌کند و دفع صفرای ملایم می کند.

- اسفرزه یا پسیلیوم این کار دفع صفرا را از راه جذب صفرا به خودش بعلت موسیلاژی که دارد می‌کند. رب انار خوردن خصوصاً ناشتا حالت اسهال ایجاد می کند و صفرا را یک مقدار دفع می کند. مقدار اینها چون حالت غذائیت دارد چندان مهم نیست.

- سقمونیا، قرقوروت، پسیلیوم، اسفرزه، قاریقون همه دفع صفرا می کنند.

مسهل = اسهال آور

مسهلات از نظر طبی به دو چیز اطلاق می‌شود:

1) مسهل به معنای اسهال آور در مدفوع. مثلاً ما می گوییم اگر افطیمون بخورید یک اسهال آور سودا است و از طرفی نوشته اسطوخدوس مسهل سودا است یا پرسیاوشان مسهل است. کسی با اسطوخدوس اسهال نمی گیرد. اسهال با  اسطوخودوس، اسهال ما فی العروق است یعنی روان کننده در رگها، نه به این معنا که با اسطوخدوس مدفوع کسی آبکی شود. مسهل در اینجا یعنی روان کننده در رگها، یعنی هر آنچه سودا در رگها است روان می کند تا دفع شود.

2) افسنطین مسهل صفرا به ادرار است. یعنی روان کننده و دفع شونده به ادرار است.

- پس نه افسطین، نه پره سیاوشان، نه اسطوخودوس هیچ کدام شل کننده مدفوع نیستند. این با تجربه مشخص می‌شود که کدام نوع از اسهال است.

پس اسهال:

یا روان کننده مدفوع است.

یا روان کننده در رگها = اسهال ما فی العروق

یا روان کننده و دفع شونده به ادرار

ملین

ملین معانی مختلفی دارد. ملین در مقابل قابض است. قابض یعنی قبض کننده و چیزی که می بندد. ملین در جایی دیگر در مقابل صلابت (سختی) قرار می گیرد. (ملین این آماس یعنی لینت بخش، نرم کننده – از سختی در آورنده ورم).

ملین بطن یا ملین طبع منظور این است لینت مزاج ایجاد می‌شود و یبوست مدفوع از بین می‌رود.

در جایی ملین را در مقابل قابض و صلابت بکار می بریم که به معنی نرم کننده است. مثلاً می گوییم این دارو ملین و اورام و صلابت آنهاست یعنی سختی و صلابت اورام را از بین می‌برد.

یبوست: وقتی می گوییم بطن یا مزاجی یبوست دارد این است که مدفوع یا بصورت خشک خارج می‌شود و یا اینکه در روز حداقل 1 الی 2 بار انجام نمی‌شود. خاکشیر ملین است.

- اسهال به موقعی گفته می‌شود که مدفوع آبکی خارج شود. البته همیشه منظور از اسهال این نیست که مدفوع بصورت آبکی در بیاید. گاه منظور ما در اسهالها این است که یک خلط خاصی از بدن جذب شود در روده ها و بعد به صورت مدفوع دفع شود که این کار مسهل ها است.

ما در مسهلات دو حالت داریم:

1) یکسری مسهلات فقط حالت دوایی دارند (کلاً داروهایی که استفاده می کنیم یا دوای کامل هستند یا غذای دوایی).

2) یکسری هم حالت غذایی و هم حالت دوایی دارند.

3) غذاهای سرد خوردن مثل شیر بیش از حد خوردن، کشک بیش از حد خوردن، ماء الشعیر، میوه می‌توانند رطوبات بدن را بالا ببرند. پس ما از همین استفاده می کنیم در کسانی که لاغر هستند و می‌خواهند چاق شوند سفارش می کنیم غذاهای رطوبت دار بیشتر مصرف کنند. رطوبتی که سردی معتدل داشته باشد مثل شیر بیش از حد خوردن مفید است.

4) غذای بیش از حد خوردن

5) استحمام بعد از غذا خوردن که استحمام بعد از غذا خوردن را ما در دو بحث بررسی می کنیم. الف) مبحث استحمام     ب) ملمن و الهزال (چاقی و لاغری)

بعد از غذا حمام رفتن باعث می‌شود که فرد چاق شود چون مواد سریع جذب می‌شود و موجب افزایش رطوبت می‌شود. البته می‌تواند موجب سده (گرفتگی) در بدن شود و ایجاد دل درد کند. البته در بحث استحمام خواهیم گفت که برای اینکه این حالت ایجاد نشود باید سکنجبین بخورد.

6) هم هوای سرد و معتدل

7) آبزن= نشستن در آبهای شیرین در حد اعتدال

8) شادی معتدل

 

ب) اسباب خشکی ها:

سبب خشکی ها عبارتند از:

1- ورزش بیش از حد که باعث می‌شود رطوبات بدن از بین بروند و تحلیل بروند و با تحلیل رطوبت بیش از حد خشکی در بدن افزایش پیدا می کند.

2- بیخوابی به افراط مخصوصاً خواب در شب ترک شود یا کم شود. بخصوص برای مغز خشکی ایجاد می کند. خواب روز هم جبران آن را نمی کند. حتی روایت است که خواب روز خیلی ردی و پست است. خواب در ساعات اولیه شب بسیار مفید است برای بدن. بعد از اذان صبح دیگر خواب کامل نیست. بین 10 شب تا 5/12 الی 1 غربیها آزمایش کردند و به این نتیجه رسیدند که خوابش 3 برابر اوقات دیگر است و بسیار برای بدن مفید است.

پس بیخوابی بخصوص در شب خشکی می آورد خصوصاً در مغز یعنی خلط سودا را افزایش می‌دهد. تخیلات زیاد می‌شود و می‌تواند باعث ایجاد اسردگی شود.

- نکته: اینجا حذاقت و ذکاوت بسیار مهم است. شخص نزد شما می آید. اول شغلش را می پرسید، مجرد است، متأهل است، کارش چیست، با ماده خاصی سر و کار دارد؟ مثلاً شخص کاری دارد که شب بیداری دارد این حالتها در فرد ایجاد می‌شود. رنگ صورت و پوستش کدورت پیدا می کند یعنی تیره می‌شود. این فرد به افسردگی – یبوست دچار می‌شود. یعنی حالتهای غلبه سودا در فرد ایجاد می‌شود. این یکی از ظرافتهای طبابت است.

خواب قیلوله که می گویند در گرمترین ساعت روز به شرطی که غذا نخورده باشید بسیار بسیار برای بدن مفید است البته کوتاه آن (5 الی 10 دقیقه). با شکم پر وقتی بخوابید هضم صورت نمی گیرد. فقط رشد و نمو در زمان خواب صورت می گیرد، مخصوصاً در بچه ها.

انحدار= فرو رفتن، پایین رفتن         انحدار طعام = 1 الی 2 ساعت بعد از غذا خوردن یعنی پایین رفتن غذا از معده.

3- فکر بیش از حد که موجب خشک شدن مغز می‌شود. بیش از حد از مغز کار کشیدن. موقع مطالعه در قدیم توصیه می شده روغن بنفشه معطر را به اطراف بینی یا ملاج بمالند تا رطوبت مغز افزایش پیدا کند و از خشکی در بیاید.

4- سرمای بیش از حد و سخت که به اندامها برسد و موجب سوء مزاج سرد اندامها بشود و اندامها را از پذیرش غذا باز دارد موجب خشک شدن می‌شود.

5- غسل با آبهای قابض = شستشو با آبهای قابض موجب سردی هم می‌شود. وقتی افزایش پیدا کند دچار خشکی می کند.

یکی از چیزهایی که در دملها می گویند استفاده شود سرکه و زاج را با هم مخلوط کنید و روی جوشها بمالید این جوشها را خشک می کند. البته این کار را روی صورت نکنید چون پوست را می سوزاند و جا می گذارد. مگر اینکه درصدش خیلی پایین باشد. البته عطاریها این کار را می کنند که بسیار خطرناک است چون پوست را جمع می کند و جایش هم باقی می ماند. این را باید در دملهای چرکی بدن استفاده کرد. البته باید جوشها و دملها از داخل درمان شود نه موضعی. یعنی ما باید اصلاح خون کنیم.

 

بثورات پوستی

1) بثور لبنیه: همین جوش جوانی یا آکنه که یک ماده شیری وقتی جوش را فشار می‌دهیم از آن خارج می‌شود و سر آن هم سفید است که می‌تواند از گرمی باشد. علت آن گرمی است.

2) بثور مفرطحه: بثوراتی که سرش پهن است. وقتی که فشار می‌دهیم ماده سفید شیری رنگی خارج نمی‌شود. قرمز رنگ است و بیشتر روی پوست خانمهای سفید پوست می‌زند. با فشار دادن آن خونابه از آن خارج می‌شود. علت آن سردی است. در اینها باید گرمی بالا برود. بخور آویشن و خوردن آویشن بسیار مفید است چون بسیار گرم است. بخور آویشن و بابونه مخصوصاً بابونه. بابونه تنها گیاهی است که محلل بدون جذب است. تحلیل مواد می‌دهد ولی مواد را جذب نمی کند. در بیماریهای پوستی بسیار بسیار مفید است.

پس بخور و خوردن آویشن و بابونه برای این جوشها بسیار مفید است. بابونه به علت محلل بودن برای لاغر کردن هم بسیار مفید است. البته لاغریهای موضعی.

- اثر تحلیل برنده ها اثر اسمزی است. تحلیل یعنی برداشتن، بخار شدن، از بین بردن آن ماده از آن عضو و وقتی ما داریم یک چیزی را تحلیل می بریم طبق خاصیت اسمزی از نقاط دیگر به آن عضو می آید و آن ماده را جبران می کند.

بابونه از این خاصیت مستثنی است. بابونه فقط بابونه محلل بلا جذب است یعنی تحلیل می برند و نمی گذارد از اطراف جذب شود.

 

بحث راوعات                      

رادع: جلوگیری کننده، مانع

می گوید در بحث رادعات ما در اورام باید اول رادعات بکار ببریم یعنی کاری کنیم که مجاری اطراف آن ورم بسته شود تا ماده به آنجا نفوذ نکند بعد بیائیم محلل استفاده کنیم. تنها چیزی که هم  حالت رادع است و هم محلل است فقط و فقط بابونه است.

اگر بخواهید کرم بابونه بسازید، اوسرین خارجی (اوسرین ایرانی خوب نیست) را بر دارید و یک مقدار بابونه را بجوشانید و بریزید داخل اوسرین و کرم تهیه می‌شود. اوسرین خارجی و خوب، اوسرینی است که بتواند 3 برابر حجم خودش آب جذب کند. اوسرین روغن پشم است.

یک لیوان اوسرین خارجی به اضافه 3 لیوان آب خیار یا کدو یا عصاره بابونه یا جوشانده بابونه یا هر چیز دیگر بریزید داخلش و هم بزنید، اگر همه را به خودش جذب کرد این اوسرین خوب است ولی اگر مایع کنارش باقی ماند اوسرین خوبی نیست. یا حداقل هم وزن اوسرین یعنی شما 100 گرم اوسرین دارید 100 گرم آب خیار به آن اضافه کنید می‌شود کرم خیار. اگر بابونه تازه باشد بکوبید و آب آن را بگیرید بهتر است.

در گیاه شناسی جدید مطرح است که یک سری از خواص دارو با جوشاندن از بین می‌رود مثل آلکالوئیدها، مواد فرار. همین مبحث در قدیم مطرح شده است بعضی از گیاهان یک حالت ناری فرار دارند که نباید بیش از حد جوشانده شوند. اگر جوشانده شوند خاصیتشان از بین می‌رود. فرض کنید اسطوخدوس، آویشن، بابونه. ما گاهی می خواهیم از این مواد فرار استفاده کنیم که همان حالت ناری فرار است که سریع می پرد در این مواقع نباید آن را بجوشانیم حتماً باید بصورت خام باشد. گاهی اوقات این حالت فرار آزار دهنده است و ما باید آن را حذف کنیم. مثلاً اسطوخودوس در موارد عمده ای که بکار می بریم بیماریهای سر می باشد و اعصاب و روان و پاکسازی مغز و در بیماریهای کبد هم استفاده می کنیم. در بیماریهای سر بیشتر قسمت فرار آن مورد نیاز است پس در این موارد ما باید حتماً  از عرق استفاده کنیم. می‌توانیم از اسانس آن استفاده کنیم، ولی همه جا نمی‌توانیم افشره یا اسانس بدهیم.

مثلاً هوفاریقون در موارد بخصوصی به کار می‌رود:

1 – میگرنها                      2 – شب ادراری کودکان

مثلاً هوفاریقون در موارد ما اگر بخواهیم در مورد شب ادراری کودکان خوب جواب بگیریم چون قسمت ارضی بارد آن است که به ما  جواب می‌دهد و موجب بسته شدن عضلات و انقباض ماهیچه ها می‌شود مخصوصاً ماهیچه های ادراری و مثانه، ما باید تفاله یا جرم آن را استفاده کنیم .

در میگرن ما باید از قسمت لطیف ان که در عرق ها و اسانسها و عصاره ها جمع می‌شود استفاد کنیم. وقتی گیاهان را یاد گرفتید باید تفکیک بین اعضای آن بتوانید قائل شوید یعنی بتوانید متوجه بشوید که ما در این بیماری می‌خواهیم از قسمت فرارش استفاده کنیم پس باید از عرق یا اسانس آن استفاده کنیم. یا قسمتی که ته نشین می‌شود از آن می‌خواهید استفاده کنید. و جالب اینکه در تمام گیاهان یک طبع قائل بودید یعنی اینکه مثلاً گیاه یک طبع دارد و آن گرمی است. تمام گیاهان علاوه بر گرمی طبع سردی هم دارند، علاوه بر خشکی، تری هم دارند. یکی از این حالتها در آن نمود پیدا می‌کند و متجلی می‌شود یعنی همین اسطوخدوسی که ما می گوئیم گرم است، می گویند جزئی دارد که جزء بارد و کثیف ارضی که فروکش می کند، یک قسمتش می آید رو قرار می گیرد ولی چون خاصیت گرمی غلبه دارد و بدین صورت دیده می‌شود.

6- سده که منفذ غذا رسانی را به عضو ببندد این می‌تواند موجب خشکی شود. ما در یک سری موارد مثل کوچک کردن سینه ها از همین فرمولها استفاده می کنیم یعنی هم از شستشو با آبهای قابض و هم سده کردن و عضو را لاغر می کند. (سده = گرفتگی) اگر گرفتگی به صورت کامل باشد عضو سیاه می‌شود و می میرد، اما می‌شود منفذ را کوچکتر کرد. بدین صورت که اطراف سینه موادی که قابض است به کار ببرند می‌تواند حالت کوچک کردن ایجاد کند.

مواد قابض (قابضات) = گیرنده:

الف) عفص دو معنی دارد: 1- در اصطلاح اطباء: گس    2- در گیاهان دارویی: مازو

ب) بلوط: مخصوصاً جفت بلوط (پوست رویی داخلی بلوط)

ج) پوست انار

د) زاج

ه) پوست گردو: پوست سبز گردو را بمالید به بدن البته خشک شده حالت قابض دارد و فشردگی ایجاد می کند. از مواد فرار آن استفاده می کنیم که با خشک شدن از بین رفته. پس بین پوست سبز گردو تازه و خشک آن باید تفاوت قائل شد.

پوست گردو پوست بدن را سیاه می کند و از سیاه کننده های شدید است بخصوص برای مو، رنگ طبیعی هم می‌توانیم از آن بسازیم. که فرمول آن این است: (برای رنگ کردن موهای سفیدی که رنگ نمی گیرید) پوست گردوی سبز خشک شده + خبث الحدید (زنگ آهنی که به طریق سرکه تحلیل شده) + وسمه

با رنگ شیمیایی مو نازک می‌شود ولی با این رنگ مو، مو کلفت و ضخیم می‌شود. مشتقات آهن که امروزه به عنوان خونساز از آن استفاده می‌شود مثل قرص آهن و فروگلوبین در طب سنتی هم بوده منتها اصلاح شده بوده و با آب میوه ها مثل آب سیب، آب گلابی، آب لیمو آن را اصلاح می کردند و با آن شربت درست می کردند که بسیار خونساز جالبی بوده و عوارض قرص آهن مثل یبوست، سرگیجه، خشکی لب، سیاه شدن چهره را نداشت. یکی از موارد مصرف شربت آهن در قدیم در سرعت انزال بسیار مفید بوده و در افراط طمث (خونریزیی بیش از حد خانمها) و در بواسیرهای خونی و فقر الدم هم استفاده می شده است.

7- ضمادها و پمادهایی که روی پوست گذاشته می‌شود و بیش از حد تحلیل برنده است. اگر بیش از حد استفاده شود می‌تواند خشکی ایجاد کند. مثلاً ضمادهای تحلیل‌برنده را در تحریک نخاع، جاهایی که فلج بوجود می‌آید (با علت نخاعی) می‌گذاریم مثل نفاطعات (تاول‌زا) (نفط = تاول).

8- بیش از حد در حمام ماندن و تعریق بسیار موجب خشکی می‌شود.

تخم کاهو + تخم انار+ تخم خرفه = خیسانده صبح ناشتا بخورد صفرا را پایین می آورد.

که ایجاد تاول را می‌کند. که یکی از شیوه های درمان است. وقتی ما می‌خواهیم عضو را درمان کنیم می‌بینیم یک رطوبت هایی یا در نخاع یا در ستون فقرات دیده می‌شود یا زانو. ماده ای می گذاریم تا این رطوبت را بکشد بیرون به صورتی که جذب شدید داشته باشد در اینجا ما از تاول زاها استفاده می کنیم مثل ضماد خردل که جزء نفاطات بسیار خوب است. روی تیره ستون فقرات می گذاریم باعث می‌شود تا رطوبت نخاع کشیده شود و تاول می‌زند بعد ما این تاولیها را می‌ترکانیم. اگر این کار زیاد تکرار شود موجب می‌شود که زیاد از حد آب گرفته شود و موجب خشک شدن عضو شود.

- (آب خوردن زیاد را که الان تجویز می کنند بسیار کار غلطی است و طب سنتی منع کرده است). آب خوردن بیش از حد موجب باطل شدن هضم می‌شود و موجب خرابی کلیه می‌شود و به مفاصل آسیب می رساند، افراد را دچار فراموشی می کند، رخوت و سستی در بدن ایجاد می کند و کبد را دچار نقصان می کند.

روایت از پیامبر: انسان را خدا از خاک خلق کرده و آب او را فاسدش می کند.

روایت دیگر از پیامبر: اگر آب نخورید بدنهایتان محکم می‌شود و بسیار سفارش به آب نخوردن شده و مخصوصاً آب خوردن در شب بسیار منع شده، و آب سرد خوردن که می گویند باعث جذام، فلج و رعشه می‌شود.

و آب خوردن بعد از جماع و آب خوردن پس از ورزش هم منع شده است.

- آب ولرم در حد بر طرف کردن تشنگی توصیه شده است.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است