از مزاج تا سوء مزاج (1)

محمد احمدی، کارشناسی ارشد تغذیه، دانشگاه علوم پزشکی قزوین

 

قصد داریم در چند یادداشت متوالی به بحث مزاج و سوء مزاج به صورت کلی و با رویکرد به اعضای مختلف بپردازیم. یادداشت پیش رو، به عنوان مقدمه این یادداشتها، به کلیاتی درباره مزاج و سوء مزاج پرداخته است. امید که مورد استفاده مخاطبین گرامی قرار گیرد.

 

مزاج:

غذا در بدن انسان در اولین مرحله تبدیل به 4 خلط می گردد که جسمی است تر و روان. بدن انسان توسط این 4 خلط تغذیه می گردد که به آنها اَخلاط اَربعه گفته می شود. این 4 خلط به ترتیب از سبکی به سنگین بدین شرح اند: صفرا، دَم، بلغم و سودا. دوتای این ها گرم و دوتای دیگر سرد هستند. صفرا گرم و خشک، دَم گرم و تر، بلغم سرد و تر و سودا سرد و خشک است. از فعل و انفعال این ها، کیفیتی متوسّط بین حرارت(گرمی) و برودت(سردی)، رطوبت(تری) و یبوست(خشکی) ایجاد می شود که به آن مزاج می گویند. این نسبت ها در افراد مختلف، متفاوت است و بطور کلّی از 9 حالت خارج نیست: معتدل(معتدل در همه چهار کیفیت)، گرم(یعنی در تری و خشکی معتدل است و گرمی بر سردی غلبه دارد)، سرد(یعنی در تری و خشکی معتدل است و سردی بر گرمی غلبه دارد)، تر(یعنی در گرمی و سردی معتدل است و تری بر خشکی غلبه دارد)، خشک(یعنی در گرمی و سردی معتدل است و خشکی بر تری غلبه دارد)، گرم و خشک(گرمی بر سردی و خشکی بر تری غلبه دارد، اصطلاحاً صفراوی)، گرم و تر(گرمی بر سردی و تری بر خشکی غلبه دارد، اصطلاحاً دموی)، سرد و تر(سردی بر گرمی و تری بر خشکی غلبه دارد، اصطلاحاً بلغمی) و سرد و خشک(سردی بر گرمی و خشکی بر تری غلبه دارد، اصطلاحاً سوداوی). البته با دید جزئی باید گفت که تعداد مزاجها به تعداد انسانهاست.

انسان تحت تأثیر مزاج پدر و مادر خود و تأثیرات محیطی در دوران رحمی، با یک مزاج ذاتی یا سرشتی یا ژنتیکی یا جبلّی به دنیا می آید که همواره در طول عمر خود به سمت آن گرایش دارد. این مزاج جبلّی تغییرناپذیر است و برآیند میزان أخلاط أربعه در بدن است. از بدو تولّد، انسان تحت تأثیر شرایط محیطی مختلف(از جمله دوران های زندگی، تغذیه، محل زیست، شغل، بیماری ها و....) مزاج های مختلفی پیدا می کند که اگر خیلی از اعتدال دور شود، به بیماری دچار می شود و همواره حفظ اعتدال است که موجب سالم ماندن و نیل به سعادت است.

 

مزاج دوران های زندگی:

- از بدو تولّد تا حدود 15 سالگی: غلبه دم؛ حرارت و رطوبت مورد نیاز برای رشد وجود دارد.

- از 15 تا 35 سالگی: غلبه صفرا؛ حرارت به اوج خود می رسد و رطوبت کاهش می یابد.

- از 35 تا 60 سالگی: غلبه سودا؛ حرارت و رطوبت هر دو کاهش یافته و عقل کمال می یابد.

- از سن 60 سالگی به بعد: غلبه بلغم؛ سردی و رطوبت خارجی بر بدن غلبه می کند و هرچه بیشتر سردی غالب شود، از حیات دورتر می شود.

برای مثال کسی که ذاتاً صفراوی است، در سنّ جوانی و فصل تابستان و در شهری که هوای گرم و خشک دارد، اگر غذای خشکی(مثل آجیل و ادویه فراوان) هم بخورد، حتماً اذیّت خواهد شد و دچار سردرد صفراوی، جوش ها، خارش پوست، سوزش ادرار، کهیر، عصبانیّت آنی، بی خوابی، عدم تمرکز حواس و.... می شود. ولی در سنین بالاتر که سردی غلبه دارد، راحت تر خواهد بود.

از آن طرف کسی که ذاتاً بلغمی است، در سنین جوانی که گرما افزایش می یابد، تازه به اعتدال می رسد. امّا با افزایش سن و غلبه سردی و درصورت مراقبت نکردن از خود به بیماری های سردی مثل درد مفاصل، کاهش حافظه، نفخ و ترش کردن، سستی عضلات، ورم و پف صورت، اضافه وزن و.... مبتلا خواهد شد.

پس هرکسی باید مزاج خود را بشناسد و بر طبق آن، تدابیر حفظ سلامتی ویژه خود را اتّخاذ کند.

 

سوء مزاج:

خارج شدن از حالت تعادل مزاجی بدن را سوء مزاج می گویند که می تواند در یک اندام یا بیشتر اتفاق بیافتد. البته خود سوء مزاج به دو حالت کلّی ساده و مادّی تقسیم می شود. در نوع ساده فقط یک کیفیت تغییر می کند؛ مثلاً گرمای معده مقداری بیش از حد تعادل می رود که با مصرف اندکی مبرّدات (سردکننده ها) به حالت طبیعی بازمی گردد. امّا در سوء مزاج مادّی، یک یا چند تا از اخلاط اربعه (صفرا، دم، بلغم و سودا) در اندامی یا اندام هایی دچار تغییر از لحاظ کمیّت یا کیفیت می شوند. بنابراین درمان آن نیز دشوارتر بوده و نیاز به اصلاح آن خلط و خروج از بدن هست.

حفظ سلامتی و یا در صورت بروز بیماری، بازگرداندن سلامتی؛ ارتباط مستقیمی با شناخت مزاج و سوء مزاج دارد و روش حفظ الصّحه یا درمان برای همه یکسان نیست و نیاز است مردم و پزشکان مسئول بهداشت و سلامت کشور به این نکات توجّه داشته باشند.

در مقالات بعدی به سوء مزاج ویژه هر اندام خواهیم پرداخت.

فایل های پیوست
نظرات

ثبت نظرات کاربران

نظر خود را وارد نمایید
* موارد ستاره دار الزامی است